.قسمت هفتم.
داری...
چه گوهی میخوری؟!
ینفر همین
بغله که
اون حتما دیوونس!
احمق میخواد
چه غلطی کنه؟؟؟
اگه یهو کسی بیاد...
پس میتونه...
منو اینطوری...
ببینه که...
دست به مهره سکسه
مترجم: LichKing
ببین...
چه سریع ساکت شد
هرچند...
نباید ما گیر بیفتیم
ولی سریع
تمومش میکنم
اون...
واقعا میخواد تو این
وضع انجامش بده؟!
به هیچ وجه!
اینطوری که
خیلی خطزناکه...
ولی با در باز...
میدونم که توهم
خوشت اومده...
من خوشم اومده؟!
مسخرس...!
یعنی...
من واقعا خوشم اومده؟!
ههه الان
شد یچیزی...
واکنشاش
الان دیدنیه...
پس من
اشتباه نکردم
اگه تو شرایط
بکنمش...
با اینکه خطرناکه
ولی بیشتر لذت
میبره...
هاااا...؟
یه صدایی میاد...
صدای چی بود؟
نکنه ینفر اینجاس
آبروم میره که...!
یلحظه وایس
نه نمیتونم
الان لو میریم
چرا نمیفهمه
ممکنه یکی اینجا باشه
بدنم...
احساس میکنم
تو آتیشه...!
این خیلی...
شرم آوره
دیگه نمیتونم...
بدنم اصلا...
دست خودم نیس!
کم کم داره ابم میاد...
لعنتی
نزدیک بود
گرفتار شیم
امممم سانبای؟
بابت همه چی
معذرت میخوام
فکرکنم خیلی
زیاده روی کردم...
و حقیقتا
نمیدونستم که...
دارم چه
غلطی میکنم...
سانبای گوش میدی؟
فکرکردم توهم
دوست داری...
وایساااااا
عوضی حرومزاده
به هیچ وجه
من نیستم...!
پامو شوکندی
وایس منم بیام
ادامه دارد...
مترجم: LichKing