.13.
سرراست مرجع داستان های سکسی تصویری
به زبان شیرین پارسی تقدیم میکند
sarrast.com
گوشی توعه؟!
لازم نیس جوابشو بدم...
باشه...
بنظرم جواب بدم بهتره
برو اونور...
هاااا...!
صدات درنیاد ها!
فهمیدی؟؟؟
باشه فهمیدم...
الو سلام...
کدوم گوری تو؟!
زود بیا خونه
ولم کن بابا...
اون پدرشه؟!
من الان پیش دوستمم...
مگه بهت نگفتم
زود بیا خونه؟؟؟
لااقل باید یه
زنگ میزدی
دارم آب میشم...
از خجالت!
گوشیو بده
به دوستت!
چیییییی؟؟؟
باید بفهمم
که راست میگی
یا نه...
زشته پدر من!
چرا انقدر بهونه
میاری ها؟؟؟
فقط ولم کن!
دیگه با من
مثل یه بچه رفتار نکن
من تلفنو قطع میکنم!
یعنی چی؟!
چطور جرات میکنه...!
بهت گه گفتم...
بعدا ادبش میکنم!
سانبای...
اگه امروز نمیتونی...
دیگه تمومش کنیم
درسته برخلاف
میل منه...ولی...
اشکالی نداره
علاوه بر اینا...
یعنی تو
راضی هستی؟
ولی من فکرکنم...
به همین راحتی
تو راضی نشی ها
البته که نمیشم...
این تازه شروعشه...!
دست به مهره سکسه
مترجم: LichKing
میشه بچرخی؟
صورتشو دوست دارم...
ولی این منظره رو بیشتر...!
این پوزیشن رو
خیلی دوست دارم
تو...
تو میتونی...
خشن تر باشی؟!
الان که خشن تر شده...
میتونم احساس
واقعی سکس رو
بچشم...!
من...
بیشتر میخوام...
یجورایی انگار
لحنش عوض شده...
شاید تو لوج لذته...
البته به من چه...!
آخرش معلوم
میشه همه چی
سانبای...!
من تقریبا...!
تو...
تو ابت اومد؟؟؟
دیگه تموم شد؟!
تو...
ذهنش چی داره
میگذره یعنی...؟!
ادامه دارد...
مترجم: LichKing