دست به مهره سکسه قسمت ۳۴ از ۵۶۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
دست به مهره سکسه
مترجم: LichKingو
میبینم تنهایی
عه سانبای؟!
چته
چیه؟ چیشده؟
چرا جواب
تماسامو نمیدی؟؟
عه چه جالب
گوشیم سایلنت بود
و چرا انقدر دیر کردی؟؟
مگه نمیدونی خیلی میخوابم
از خونه هم اومدم
واقعا مستقیم
از خونه اومدی؟
پس از کجا بیام؟
آخه مثل اینکه دیروز
زیاده روی کردی
تو از کجا میدونی؟
اینش زیاد مهم نیس
خلاصه اینکه..
فکرکردم تو خیابون
خوابیدی و نگرانت شدم
مگه دیوونه ای
یا دیوونم؟!
درضمن فقط یکم
مشروب خوردم
ولی بازم سانبای
منو رسوند تا خونه
کدوم سانبای؟!
راستش دیروز
بگایی بود
میدونستم جنبه
الکل ندارم
بازم با این وجود خوردم
و حتی اونایی که بهم علاقه داشتن
به طرز عجیبی تغییر نظر دادن
نگفتی کی بردت خونه؟
اصن به تو چه
چرا انقدر
برات مهمه؟
بگو ببینم
به چی داشتی فکر میکردی؟
آخه الان موقع
پرسیدن این کصشراس
خب پس بگو ببینم
چرا انقدر برات مهمه
که کی منو برد خونه؟
هیچی جون تو
فقط از رو فضولی
خب بزار ببینم
یعنی داره حسادت میکنه؟
یکی بود که
تا به حال ندیدیش
همکلاسیمه
درضمن خیلیم
باهام مهربونه
شاید بیشتر باهاش
وقت بگذرونم
درکل دیروز
خیلی خوش گذشت
فکرنمیکردم مهمونی ها
انقدر عالی باشن
باید دوباره برم
کاملا مشخصه
داره از حسودی
میترکه
میترسی
از اینکه
تنهات بزارم
مقصو خودتی و حقته
توهم باید این
حسو تجربه کنی
حسیو که من داشتم
تازه یه بازی هم کردیم
و اون چندبار
از نوشیدن منو نجات داد
برخلاف بعضیا
خیلی مرده
آخ گلبم:(
ولی بخاطر من
آخر مست شد
نمیتونستم
تنهاش بزارم
بنابراین...
کصشر گفتن
واقعا سخته ها
بعدش چی؟
الان باهاشی؟
تو چی فکر میکنی؟
اگه هم باهاش باشم
مگه تو مشکلی داری؟
تو که رلم نیستی
تو خودتم با یه زن دیگه بودی
تا اینکه شایعش هم پخش شد
یعنی من نمیتونم
همچین کاری کنم؟
درسته
من حق ندارم
جلوشو بگیرم
آخرش..
به یکی بهتر
از من نیاز داره
اگه میخوای این
رابطه رو حفظ کنی
باید بهتر عمل کنی
تو خودت گفتی
زندگیمو تغییر میدی
ولی کو؟!
من که زندگیم همون گوه قبلیه
برا همین به امید تو ننشستم
و خودم دست به کار شدم
پس بهم بیشتر توجه کن
فکرکنم دیگه دارم
زیاده روی میکنم
باشه
میفهمم چی میگی
خیلی سرد برخورد
کردم آره؟
به یچیز بهتر نیاز داری
درسته؟
پس کاری میکنم
به اندازه کافی راضی
باشی و خوشبخت شی
همینه
حالا ببینم
راست میگی یا نه
بازم نا امیدم
نمیکنی که ها؟
نگران نباش
بهت زنگ میزنم
یس
نقشم گرفت
تموم چیزی که
ازم میخواد..
اینه که به قولم
وفادار باشم و عمل کنم
اگه نمیخوای بعدا
پشیمون شی..
فقط تمرکزتو بزار رو من
برا خوشبخت
کردن سانبای..
باید هرکاری میتونم انجام بدم
ای خدا گوه خوردم
یکی بیاد زندگی
خودمو جمع کنه
هیچ ایده ای ندارم
درواقع..
آخرین بار انقدر عالی بود
که دیگه هیچی بهتر از اون
به ذهنم نمیرسه
ولی ازش راضی نبود؟
مگه چقدر منحرفه؟
چی؟!
یافتم!
من که مغزم
جواب نمیده
اگه با سانبای به مشکل خوردی
روم حساب باز کن
کمکت میکنم
کیم هیجون
ازت مشورت میخوام
اتفاقا منتظرت بودم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 34 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 35

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دست به مهره سکسه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت