قسمت 252
میخوای اینو بخورم آره؟
میخوری؟
گفتم برام مهم نیست
اگه همین الان بمیرم
پس..
خواسته هاتو برآورده کن
و وقتی بیدار شدم..
اونوقت میگم
که منم چی میخوام
یعنی کی میتونه باشه؟!
سرویس اتاق
من گفتم یکم چیز میز
بیارن با مشروب..
که..
جشن بگیریم
واوو!
اونوقت جشن چی؟
لابد جشن دوباره
دورهم جمع شدنمون
اون شامپاین رو
الکی هدر نده
زندگی جدید
پرسکس و حال
چه زیبا
هعی
اگه عمر بیشتری داشتم..
همون کاری که با
جونگهی کرده بودم..
قطعا اینم عاشق خودم میکردم
اونم نه یبار، چندین بار!
ولی الان..
به بدنت هم کفایت میکنم
کصتو بیشتر از قلبت..
ترجیح میدم
وایسا ببینم!
این علامت...
هه عزیزم
شبیه مادرشه
و مثل پدرش دمدمی مزاج و با اراده
اگه شیر من نبود که
هیچی نمیخورد
خب چی میشه کرد
چطوره باهم به
اشتراک بزاریم؟
نشنیده میگیرم ها
از سنت خجالت بکش
غذا آمادس
بفرمایید میل کنید
ای وای!
خوشبختانه صورتش نسوخته
سوختگیه پشتش زخم باقی میمونه؟
باید فعلا صبرکنید
تا نتیجه نهایی رو بهتون بگیم
بلایی سرش بیارم
که تا عمر داره یادش نره
حالا که خداروشکر
اتفاق زیاد خاصی نیفتاد
بخاطر من ببخشش
اصلا بیا خودت ببین
دیدی چه علامت قشنگیه
انگار عقربه
عقرب؟!
من به شاگردهام یاد دادم..
که عقرب نشانه باروری و غناست
البته که باید زندگی
ثروتمندانه ای داشته باشه
چون دختر ماست!
جونگهی
واقعا ممنونم از اینکه تو زنمی
زنت شدم چون..
میدونستم
لیاقتمو داری
قول میدم نزارم آب
تو دلت تکون بخوره
ازت مراقبت میکنم
از جفتتون
حال بهم زن تر از
این صحنه نیست
وقتی بهتون دستور دادم
باید کارتونو مثل سگ میکردین
عه!
ع..
عزیز...
تا وقتی باهم بودین
بدم نمیومد
ولی با اون بچه
آزار دهنده شدین
من اشتباه کردم
با این دوتا کاری نداشته باش
خودت خوب میدونی
که نمیتونم اینکارو نکنم
بیخیال اون زن شو
خودم چندتا دختر خوب
واست گیر میارم
البته بدون هیچ
عشق و علاقه ای
عزیزم!
جونگهی!!
نهههه
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com