207
دیگه نمیتونم..
سارینا..
این مرد..
زیادی خوبه..
سیروان..
اینگار اینو شل بسته
یکم اگه
اینوریش کنم..
صد درصد باز میشه
یکم دیگه..
آها!
فک کردی فقط
میشینم نگا میکنم؟
کونمو بخور!
میدونستم اینجوری میشه
نمیتونی دودیقه
خودتو نگه داری نه؟
خب حسودیم میشه
وقتی میبنم اونو فقط
میکنی
هر چقدم گذشت
بیشتر آتیشی شدم..
الآن فقط دلم میخواد
منو بکنی..!
پس توروخدا
منو تنبیه نکن..
فقط دلم
جایزه میخواد..
سارینا، خیلی حریص
شدیا
حریص نشدم
فقط تو رو میخوام
حالا میفهمم چرا سارینا
یجوری رفتار میکنه اینگار غیرت نداره
چون دوسپسرش زیادی
لوسش کرده
پس من باید به جاش
تنبیهت کنم..
با دادن نهایت لذت
چی چی میگی
موقع وکس کردن وقتی
چوچولو یکم میمالم..
میبینم که خیلیا خوششون میاد
هی، چرا اونجارو
میمالی..!
آها پیداش کردم
هااااه..
یجوریه..
دستتو بکش!!
یجوری نیس
خیلی خوبه
نمیتونم خودمو نگه دارم!
شما دوتا خیلی
شبیه همین.
چرا اینقد کصتون
شبیهه
چی گفتی؟
پس همینه
مزه تون شبیه همه
نه من بهترم!
نه بابا..؟
بذا ببینم موقع کردن
جفتتون فرق میفهمم یا نه
مسخرس..
مزخرفه..!
عوضی میگفت اصلا
چشمی به این شرکت نداره
حالا نقشه میاد
برا من
از همون بچگیش
میدونستم شره
ابله بودم که
باور کردم عوض شده
اه.. ناصری..
اون جنده ی پاپتی..
بیارمش پیشتون؟
نه، خودم باید ردیفش کنم
بریم خونش
بگاز
طبق قولم،
کاری میکنم که مرغای
آسمون به حالش گریه کنن
ادامه دارد...