قسمت 42
منظورت چیه عادل باش...؟
میخوام همون کارو با منم
بکنی.
چیه ؟؟ من ابزارم؟؟
عادلانه ازم استفاده کنید؟؟
پوف...
باشه...
اول غذا باید یکم
هضم شه.
مثل گاو میشی اگه
زارت بعدش دراز بکشی.
بهت گفتم که خیلی
خستم!!
لطفا ظرف هارو
قبل اینکه بری
بشور.
اه.
اگه این ظرفاس،
اوکی.
پس چی فکر میکردی؟
من از غذا پختن لذت میبرم،
ولی شستن ظرف اذیت
کنندس.
خوبه که تو کارهای
خونه رو دوست داری.
منم خوشم نمیاد!!
هعی ،تو باید گهگاهی سینک رو تمیز
کنی.
نگاه کن کلی چیز اینجا گیر کرده
فکر کنم از وقتی اینجا زندگی میکنی
آشپزخانه رو تمیز نکردی نه؟
غر غر غر...
غر نیست، توصیه هستش.
این همون غر زدنه.
پیر مرد.
تو که قرار نیست
انجامش بدی.
چیش سخته آخه ؟
من اینکارو میکنم.
اوه ،چت شده تو؟
دخترای تمیز
رو دوست داری؟
تمیز...
مرتب...
اینجوری نیست.
من میتونم اینکارو کنم
اگه اونا نمیکنن.
پس چجور دخترایی
دوست داری؟
هیچ اولویتی ندارم،
فقط...
دختری که ضربان قلب رو
ببره بالا.
این ضربانهای قلبت رو
برد بالا؟
اینگار قلب تو داره
سریع تر از من
میزنه.
وا...
حتی اینم باعث نشد
ضربان قلبت سریع تر
بشه..
اینکار میکنه پس؟
نظرت چیه ؟
از چیزی که فکر میکردم
بیشتر حال میده.
من فکر میکردم خیلی سفت باشه ،
ولی هنوز نرمه...
ها.. ؟داره بزرگ تر میشه؟؟
حتی الانم بزرگ تر میشه؟
بخطار...
ایش...
اینه که داری باهاش
بازی میکنی...
بزرگتر میشه..
واو...
عجبیه.
الان که دارم فک میکنم
تو هرکاری خواستی با
من کردی.
ولی من نتونستم،
برای همین بهم خوش نگذشت.
تو حتی نگفتی
که چی میخوای...
چرا اینقدر دستاش نرمه..
مخالف شخصیتش. ..
پس منم اینکارو میکنم،
همونجور که تو کردی.
نمیزارم توهم حال کنی.
اینجوریه که
نمیدونی میخوای چیکار کنی...
ساک میزنم.
قبلا انجامش ندادم،
ولی تو بلند کردن چیزا استادم.
بسه!!!
آییی!!
اه...
هعی...
خوبی؟؟
بنظرت خوبم ؟؟چرا تو هعی
منو پرت میکنی اونور؟؟؟
چون تو یهو اینکارو
کردی!! من خایه کردم!!
وفتی باهاش بازی
میکردم که اوکی بودی!!
چرا اینقدر بیخیال رفتار
کردی وقتی گقتم میخوام
ساکش بزنم!!
ام...
این...
بخطار اینکه
کثیفه...
بزار بشورمش..
یک رابطه بامزه
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
چرا همیشه اینجوری
تموم میشه...
یچیز که درمورد سئوهایون هست
اینه که منو همیشه
معذب میکنه.
اه... ولی چجوری بیام؟
باید لباسم رو
بپوشم؟
فکر میکنه عجیبه
من لخت برم بیرون؟
اه ،ولش کن..
من که در هر صورت لخت میخوام بشم،
پس همینجوری میرم.
دفعه پیش خیلی سریع
حموم کردی، چیشد الان طول کشید؟
سالها منتظرم.
خد...
خدمتکار...
لباس خدمتکار..
آره؟
به چی زل زدی؟؟
بد شده؟
اوه ،من...
میرم و حمومم رو تموم
میکنم!!
ها؟ تمومش نکرده بودی مگه؟؟
این چه کصشری بود یهو؟
کی وقت کرد لباس عوض کنه؟
نه ،،، نمیتونه درست باشه..
چطور اون لباس خدمتکاری داره..
نه...
چرا اینقدر بهش میومد؟
چرا حشری شدم ؟
دیوانه ام؟؟
چرا ضربان قلبم
اینقدر رفت بالا..)
اشتباه فهمیدم؟
دفعه پیش از ارباب گفته
بگو؟
بالاخره کارت تموم شد؟
اشتباه نفهمیدم....!
این چیه؟؟
چرا اينجوری لباس پوشیدی؟
نههه،تو اصلا ای کجا اینو
گرفتی؟
خریدم. تا تورو تحریک کنم.
پس من میتونم الان اینکارو
کنم ؟
حوله رو بردار.
یکم تحمل کن.
اون یکم دیگه دست نگه
میداره و میگن که عجیبه.
فقط باید صبر کنم..
از نزدیک خیلی
بزرگ تره..
فکر نکنم اندازه دهنم
باشه...
اونا میگن که با این
قسمت باید شروع کنم..
قبلا خیلی باهاش
بازی نکرده بودی؟
واقعا شگفت آوره.
آه...
اومممم...
چی...
همه جاش نرمه به غیر
از شخصیتش؟
خیلی حال میده.
از چیزی که فکر میکردم
سفت تره..
بزرگ تر...
تو فیلم، همه رو میکردن
دهنشون...
میتونی بس کنی
اگه خوشت نمیاد...
آه...
اوم....
هیچوقت نگفتم
خوشم نمیاد...
ارباب...
خیلی خوش مزس.
این روباه مکار..!