رنگت رو نشونم بده قسمت ۵ از ۷۵۶۶ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶
قسمت 5
اره یکم خستم
باید برم خونه...
سان-اه
من میرسونمت خونه
نه خودم میبرمش!
صـ صبر کنین!!
اوک-هی
تو منو ببر.
رنگتو نشونم بده
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر پنج
نه..
منظورم اینه که، وقتی همتون
دورم جمع میشین یکم اذیت میشم
اییی!
د فاک؟
حسودیم شد!
اینطوری نکنین!
اصلا تنها میرم!
هی، چی شده؟
از کل تاحالا اینقدر با
سان-اه نزدیک شدی؟
فکر میکردم هیچ وقت
با دختری گرم نگرفتی، ظاهرا اشتباه میکردم
اه، بس کن دیگه
هیهی
هیهی
هی هی
سان-اه
بیا بریم، تا خونه ات همراهت میام
مراقبش باش!!!
نا-یونگ، بیخیالللل
باوشهه
مشروب فروشی ببر
عاااا، حس عالیییی دارم!!!
مراقب باش نیافتی!
حواسم هست، نمیفتیم
ببین چقدر خوب راه میرم!
سان-اه!!!!
اخخ، دردم گرفت!!
تو خوبی؟
نه..
اصلا خوب نیستم
باید کولم کنی!!
مردم دارن نگاه میکنن!!!
اوووو، بدو دیگه!
سنگین نیستم؟
نه، اصلا...
ولی، اوک-هی...
دامنم، کامل اومده
بالا.
خیلی خجالت آوره،
لطفا بکشش پایین
هع باشه باشه
ایییییییی!
فک کنم باید، با دستمام
نگه دارم دامنتو تا پایین بمونه...
مشکلی نیست...
اما ...
واکنشی به دستام
نشون نمیده...
میدونستم، همش بخاطر
اتفاقیه که اون موقع افتاد.
پس اون نور...
چی بود اون نور؟!
اااه!
چرا یهویی گازم
میگیری؟
همینه که هست!
ها؟
یعنی چی؟
میخوای بدونی؟
عاه؟
اره...
توی اتوبوس...
بخاطر اینکه منو لمس کردی
حشری شدم و کامل خیس شدم.
اگه اون روز بارونی نبود
خدا میدونه چی میشد
واسه همین انتقام
میگیرم ازت.
عااا!! سان-اه...
اگه ادامه بدی...
نمیتونم کولت کنم...
تحمل کن.
عاااای!
گازز!
لیس!!!
نه، من هنوزم نا-یونگ رو دوست دارم
دیگه کجاتو باید
لیس بزنم؟
اروم باش
خونسردیتو حفظ کن!!
سان-اه
این شکلی فایده نداره
بیا پایین!!
باوشه، میام پایین
به هرحال رسیدیم
عه؟
اااه!صبر کن
سان-اه
بذارم زمین
بااشه
بذااارم زمین
خیلی خووب
به لطف تو راحت
رسیدم خونه
ها
ها
اخیش
چیز خاصی نبود، قابلتو
نداره
اره، نذار بازیت بده
فقط دووم بیار و برگرد خونه!
من دیگه باید برم
مراقب خودت باش
اه، راستی
یه لطفی در حقم مبکنی؟
چراغ دست‌شویی
سوخته، میتونی قبل از رفتن
عوضش کنی؟
واو، چقدر تمیزه خونش
این اولین خونه ایه که به
جز خونه خودمون دیدم
444
ناز نازی
البته خونه خودمون، به لطف
نا-یونگ همش صورتیه..
به نظرم، همین نازش
میکنه...
لامپ نو رو گذاشتم
روی میز
444
عاح
اوکیه، حله
هممم، یکم واسه قهوه دیره
چای میخوری؟!
خیلی سخت نگیر
چای هم اوکیه
هات چاکلت چی؟
هاه؟
صبر کن!
هنوز فیوز رو خاموش نکردم!!!
ها؟
اخخخخخخخ!!!!
هااا!
بیهوش شدم؟
ای بابا، امروز دوباره برق گرفت منو
ولی حالم کاملا خوبه...
هاه؟
این چیز نرم دیگه چیه؟
سان-اه؟
حالت خوبه؟
این مایع دیگه چیه؟
نشتی داره اینجا؟
این اب از کجاست؟
این همون نوره؟؟؟!
همممف!
سان-اه
نباید اینو ادامه بدیم
اوووه!!!
اااه
من کس دیگه ایو دوست دارم
نمیتونم!!!
هاااا
عاااح
هیااا
میدونم.
ولی...
بالاخره بهش رسیدم
به من چه ربطی
داره!!؟؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت سرراست
🐺 geralt 🐺
پایان

قسمت 5 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی رنگت رو نشونم بده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت