رنگت رو نشونم بده قسمت ۱۳ از ۷۵۶۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱
چپتر13
میخوای با شلاق
شروع کنیم؟
ممم
ممممف!!!
پس چی؟
شمع خوبه؟
مممم
مممممف!!!!
شوکر؟
اره
ارههه!
هممم..
پس توهم شوکر دوست داری؟
بیا شروع کنیم
ارهه!
این موقعیت حرف نداره
رنگتو نشونم بده
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 13
از وقتی بچه بودم،
تو چشم بودن رو دوست داشتم
قیافه و نمره ها
همیشه بی نظیر بود
بقیه همش حسودی میکردن بهم!
اخلاقم؟ اره خوب
پررو بودم، ولی مگه مهمه
نتیجه از همه چی مهم تره
من بهترینم
تا زمانی که قیافم خوبه
همه بهم احترام میذارن
اینو یاد گرفتم و یه روتین
برای خودم درست کردم، همه رفتارهام
از قبل برنامه ریزی شده بود
روزی یه ساعت
کتاب میخوندم، بعد مینوشتم
به محض بیدار شدن
تمرین میکردم
نمره، قیافه
همه چیزم باید بهترین
باشه
مهم نیست اگه مردم
فک کنن اخلاقم بده
کلی ادم دور و برم هستن
که قربون صدقم میرن
واسه همین به
مردم بی وجود اهمیت
نمیدم
دارم به سمت قله
میرم و فقط ادم های
توی قله برام اهمیت
دارن
برای موفق شدن، باید
خودمو خیلی خوب
بشناسم
مخصوصا، علایق
جنسیمو
فک کنم سادیسم
دارم...
اما...
برده
روتینم
بخاطر این الاغ
بهم ریخته
باید روی
تکلیفم کار کنم
چه مرگم شده؟
نمیتونم به
اون روز فکر نکنم...
ایییی؟؟
بدنش که توی
حمام دورم پیچید
کیرش که به
پشت و باسنم میخورد...
اتفاق امروزو
پیش خودت نگه دار
اگه از کسی
در مورد اتفاق امروز بشنوم...
به عنوان تجاوز
ازت شکایت میکنم
شاید بخاطر این بود
که اولین بارم بود از نردیک
بدن مرد رو میدیدم
چیکار کردم؟
تاپ
توپ
تاپ
توپ
عاااا
چرا دارم اونو تصور
میکنم؟؟؟
نکنه با یه برده
تحریک شدم؟!
نه، احتمالا
چون سادیستم همچین
حسی گرفتم
اره، اونو
برده جنسی خودم میکنم!
اینقدر شوکر دوست
داری؟
مممف!!
اره
ارهه
از چیزی که فکر میکردم
منحرف تری
همم
شوکر نه
یه چیز دیگه ...
ممممف؟!؟!
چون خیلی خوشت میاد
نمیتونم ازش استفاده
کنم!
تق!!
ممممف!!!
مممممم!
فاک
چقدر درد داره
چیشد که اینقدر به خفت افتادم؟!
مممف!!!
جدا هیچ چاره ای ندارم؟
باید یه راهی باشه...
اره، قدرتام
اگه بتونم ازشون استفاده کنم
هم وویسو پاک میکنم، هم انتقاممو میگیرم
باید منتظر فرصت بشینن
و یهویی انتقام بگیرم
تققق!!!
شپلق!!!
چرا اینطوریه ؟
با خودم گفتم شاید دوباره
مثل اون روز حشری بشم...
هااا
ولی نمیشم
هااا
به یه چیز قوی تر
نیاز دارم
هاا
هاااا
عااا
اوک-هی...
هااااه
هاااه
حالا بریم
سر اصل مطلب
بالاخره....
بیپ
بیپ
بیپ
بییییپ
شت؟
الان؟
ولی قرار نبود کسی الان بیاد
بچه ها روی صحنه
امادن؟ تازه وارده کجاست؟
گفت که تو راهه...
هنو هیچی نشده تنبل شده
تجهیزات کجان؟
همه چی توی لابی
جمع شده
دفاک؟
حالا وقتشه!
شوکر
شوکر کجاست ؟!
داشت دهنمو
سرویس میکرد
وقت انتقامه!!!!
داری چه غلطی
میکنی؟
ویییییز
موفق شدم!
ویییز
ویییز
ویییز
باشه
صبر کن!!!
مممف
وقتی همه رفتن
از اینجا میزنم بیرون...
میرم بیرون و مطمئن
میشم کسی مارو نبینه
تو هم اروم برو بیرون
اوک
شششش
هاه؟
چرا قایم نشدی؟
اوک-هی!!!
این همون حس
قبلیه؟؟!
صبرکن، الان نه!!!!
نههه!!!
به اون تازه وارد
زنگ بزن، مطمئن شو
چیزی رو فراموش نمیکنه
عااا
عاااه
هااااه
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت سرراست
🐺 Geralt 🐺
پایان

قسمت 13 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 14

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی رنگت رو نشونم بده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت