قسمت 42
هااا...
سون اه، تو ميدونی جوری رفتار کنی که
مایل نیستی، ولی آخرش هرکاری که
من بگم میکنی.
چی؟! سخت در اشتباهی،
چون چندبار انجامش دادیم، دلیل نمیشه که
بتونی به من دستور بدی!
ولی من میدونم..
که چقدر الان منو میخوای...
رنگت رو نشون بده
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 42
ایش... از چیه آکی هی خوشم اومده
آخه؟
چرا هعی بهش میچسبم؟
باید درخواستش رو قبول کنم؟
پارتنر جنسی بشم؟
میتونم نزارم بره بخطار
یکم لذت ؟
میتونم از سکس با یکی جز اون لذت ببرم؟
این دیوانگیه..
چی دارم میگم...
باید بس کنم...
هعی،در عجبم رفت خونه..
تا الان هیچ مکالمه جدی ای با
آکی هی نداشتم، نمیدونم بگم که اینی که داریم
عشقه، ما فقط سکس داشتیم.
فکر که میکنم..
این همیشه من بودم که میرفتم پیشش..
پس تعجبی نداره که اکی هی، همچین
چیزی بگه..
دیر کردی.
چی ؟
من تورو میخوام؟
از کجا فهمیدی؟
تازه ،من هنوز تصمیم نگرفتم که
پارتنر جنسی تو باشم یا نه..
ولی، چی؟!
برده؟
دیوانه شدی؟
اینقدر بنظرت ساده میام؟
چطور میتونی همچین چیزی به من بگی؟
من کصخل بودم که یکم
بهت چشم داشتم!
چه فکری میکردم؟!
هعی... احساس گوهی دارم..
ولی بازم میخوامش..
فکر میکنم دیگه
افکارم تار شده...
نمیدونم چی داره میشه...
لعنت بهش. فکر کنم
اشتباه کردم.
من فکر میکردم
اون بهم پیشنهاد داد چون دنبال لذت بود..
ولی نکنه اونم بخطار قدرتم بوده؟
هرچی بابا.
مطمئنم جواب میده.
شرمنده، من علاقه ای به
قرار گذاشتن با تو ندارم،
همونطور که گفتم دنبال برده ام.
اوکیه اگه نخوای.
خیلی دختر دیگه هستن
که میخوان برده من بشن.
صبر کن..
مثل دو هی؟
اون و می جونگ و
سو یون.
تازه بیشتر هم میتونه بشه.
یکم عجله داشتم برای همین
از تو خواستم.
سو یون؟
پدرت بعد تصادف چطوره؟
آره... ممنون!
من میتونم دوباره کار کنم!
اوه ،یکی دیگه رو پیدا کردم
که کارو انجام بده.
چی؟!
چندين نفر بجز تو بودن!
اون کار مهم نیست،
فقط با من وقت بگذرون!
من دارم میرم خرید، توهم
میای؟
اوم،آره...
تو با سو یون هم خوابیدی؟
بعداون روز..
اهمیتی نداره...
میگی که بعد من میخوای
سو یون رو برده خودت کنی؟
خب... آره.. یحتمل.
ها؟ فکر میکردم در مورد
دو هی ناراحت باشه، ولی
بیشتر توجه اش به سو یون، چرا؟
اوکی. من انجامش میدم.
ولی فراموش نکن...
من اولین برده ات هستم، نه اونا..
ارباب.
هممم...!!
آههه!
آههه
اوممم!!
آههه
این چه حسیه؟
اومم
آههه!
آییی!
چه اتفاقی تو چند روز گذشته افتاد؟
آههه
آههه
قبلا فقط خشن بود..
آههه
آههه
ولی دیگه با مقدمه
شروع میکنه!
آههه
آههه
با همین امسال کردنش دارم
ارضا میشم!
آههه
آههه
ذاره آبم میاد!!
اومممم!!!
اآههه
صبر کن! بسه!!
من....
داره آبم میاد!!
اسکوئرتتتت
آههه
اومم
هممم...
اینگار این کافی نیست تا
رنگش نارنجی بشه..
آهه
آهه
من هرکاری که میتونستم با
دست کردم..
چی مونده دیگه امتحان نکردم ؟
دو هی یه علاقه داشت
اینکارو تو ملاعام انجام بده..
مطمئنم سون آه هم همچین چیزی
داشت..
من الانش همه جاشو لمسی کردم..
فقط باید پیداش کنم..
آهه
آههه
باید بزارم تو کصش؟
صبر کن...
ایندفعه من میخوام
انجامش بدم، میشه؟
البته.
آههه
ارباب ؟
زن های دیگه اینکارو با شما
کردن؟
آههه
چرا میپرسی ؟
خب،من...
من میخواستم بدونم که
کسی اینکارو انجام داده یا نه..
هرکسی انجامش نمیده، میدونی؟
ها؟ سو یون؟
اون اینکارو کرد.
پس...
این چی؟
اوققق
اوخ!!
اوممم
اوققق
اه،صبر کن...
اوممم
فکر کنم این اولین
باره...
اوققق
اوف!
ها؟!
اومم
اوفقق
تغییر کرد!
یه لحظه بود ولی تغییر
کرد!
اون کار با دهنش دوست داره؟
اگه موضوع اینه..
آههه
آههه
اوقققققق!!!
هیچ ربطی به دهنش نداشت..
پس چیههه؟
پوااا..!
چطور من...
آههه
آههه
رنگش رو نارنجی کنم؟