37
آره، همینه!
بدجور دلم میخواد اون
ارگاسمُ تجربه کنم
این همون حسیه که
بار اول داشتم
آقا
کیر دراز
آاااه
خیلی خوبه
لطفاً جرم بده!
این همون جندهایه که
چند روز پیش اونقدر مغرور بود
دیگه نمیتونه بدون
کیر من زندگی کنه
آره، خود
خودمم
خوشم اومد که
بالاخره صادق شدی
هااع
هااع
اینجوری تنگتر میشی
هااااع
عااه
فکر کنم هرچی بیشتر
حشرت میزنه بالا، تنگتر میشی
نظرت چیه
اینکارو کنیم
هه هه!
آاااه!
نمیتونم نفس
بکشم!
مطمئنم نسبت به
قبل تنگتر شدی
اوووه!
چطوره خانوم؟
آبم داره میاد!
حسش میکنی
خانوم؟
آااه
خطرناکه!
دارم خفه میشم
میشه اینجوری بکنمت؟
همه جوره داره
کنترلم میکنه
کصم تنگتر و
تنگتر میشه!
عااع
هاااه
عااه
یکم دیگه تحمل کن
چون خیلی
داره حال میده!
عاه
داره میاد!
لعنتی...
عجب منظرهی قشنگی
عااه
هااه
اوه
خانوم، وقتشه بری
دنبال دخترت
من زودتر میرم
اگه نمیخوای دخترت
اینجوری ببینتت
پیشنهاد میکنمخودتُ
جمع و جور کنی و یه
لباسی بپوشی
باشه
دیگه کاملاً
تحت کنترلمه
التماس میکنه
بکنمش
ببینیم چقدر
رفته بالا؟
رفته...
سانگ یونیونگ
رفته بالا!
میدونستم...
فتیشش همین بود
هرچقدر وحشیانهتر
بکنمش...
درجه زودتر
میره بالا
حالا که فهمیدم
سیستم چجوری کار میکنه
قدم بعدی...
فکر کنم
اون باشه، هاهاها
چوی مینسوک...
رییس!
چیزی شده؟
چند روز اخیر چیکار
میکردی که سر کار
پیدات نمیشد؟
فکر کردی این شرکت
هر کی به هرکیه؟
اگه نمیخوای بیای
سر کار...
آه...
بیا بریم
بیرون حرف بزنیم!
دفعه آخر...
اون...
یعنی کسی
ندیدت که؟
چرا میپرسی؟
میترسی مردم بفهمن
رییس باکلاس و باسوادمون...
با کارگر
شرکتش بوده؟
نگران نباش
چیزیکه باعث
شده نگران شی...
اتفاق نیفتاده
ببخشید...
باید یه چیزی
بپرسم...
مشکلی هست؟
خب...
انگار گم شدی
بذار راهنماییت کنم
مرسی
رییس، من زود
برمیگردم
باشه
از اینور
خانوم
طبق نقشه...
همه چی داره
درست پیش میره
انبار شماره ۲
شروع کنیم؟
ادامه دارد...