قسمت 69
تو واقعا نیاز نیست
بری خونه؟
نه ،مشکلی نیست.
نمیخوام حتی برای یه لحظه
ازت دور باشم،
نونا..
ولی... فقط
همین؟
چرا ؟
یه مدتی میشه
دارم حسش میکنم...
اوه،این یهو اینجوری شد...
چون خیلی بهم نزدیکیم!
میخوام بدونی که
واقعا عاشقتم...
و فقط دنبال این چیزا نیستم.
کیوت...
همینجوری باشه خود میخوابه،
ولش کن..
نمیخوام همینجوری ولش کنم.
نونا؟؟
دو مین، همیشه تو اونی
بودی که کارو شروع میکردی..
پس فکر کنم نفهمیدی...
صبر کن ؟!
ولی اینجوری نیست که
... من ازینا خوشم نیاد.
فکر کردی فقط تویی
که چیزای سکسی دوست داری؟
نوناااا
اوخ...
خوشت...
میاد..؟
آره...
نونا...
پس، میتونم...
منم حال کردن رو شروع
کنم؟
هاییی...
دو مین...
نونااا..
نونا...
واقعا عاشقتم..
نونا!
منم همینطور..
عاشقتم!!
هاییییی!!
نونا...
واقعا دوست دارم...
منم همینطور...
چئرا رین ،دوباره
عرق میخوری؟
نمیتونم همینجوری بمونم
با فکر اینکه فردا باید برم
سرکار..
دو مین...
فکر کنم الان با لی هیون هستش...
خیلی به لی هیون
حسودیم میشه...
هعی ،چئرا رین یچیز
هست که میخوام ازت بپرسم..
بله ؟
چییی؟؟
تو با دو مین
بیرون نرفتی ؟
قبلا،تو خونه،
فکر میکردم شما دوتا
دارین اونکارو میکنین...
همیچین چیزی
اتفاق افتاد؟
فکر کنم تو هم مشغول بودی؟؟
آره؟
شنیدم چنتا چنتا
هم بوده...
شت ؟؟!
چیز خاصی نبود!
در واقع یچیز
فراتر از معمولی بود..
راستش اون اینقدر
عاشقم بود که هعی
دورم میپلکید، برای همین
دکمش رو زدم!!
اینجوری شد پس؟!
منم همینطور!!
دو مین خیلی بچس هنوز، منم
دکمش زو زدم!!
میدونم ،پس برای
توهم اینجوری بود؟
بوده؟؟؟
آره ،منم!
آره ،در مقایسه با اون
کصخل، تو لایق یچیز بهتری!!
درسته ؟تو هم الکی وقتت
رو حروم اون کردی!
اون لاسو!
اون جاکش!!
اون خیلی از خود
راضیه چون یکم
خوشتیپه!
اون از داخل
پوچه!
هاااا...
ولی بازم میخوام ببینمش
دو مین...
لعنت بهت! چرا یجور حرف
میزنی اینگار قرار نیست
دیگه ببینیمش؟
خب ،اینجوری نیست ازدواج کرده باشه!!
دیگه مغزش
کار نمیکنه.
تازه ،اگه اوضاع خوب
پیش نرفت، میتونیم دوباره برینیم
بهش!
آره!! میتونیم!!
اینم مغزش تعطیله.
وقتی ضعف داشت
بهش پیشنهاد بده!!
پارش کن!!
تازه اون
دوست داره تخماش
رگ دست بزنی!
درسته!!
دوست داره ما کیرشو دست بزنیم!
اوه خدای من،،
خجالت آوره...
ازدواج...؟ ؟؟؟!
جدی میگی ؟
آره. جدی.
میخوام نظرت زو بدونم،
نونا...
لی هیون هم موافقه؟
نه هنوز... میخوام
سوپرایزش کنم...
از کجا شروع کنم...
شک شدم، نمصن...
با دقت گوش کن.
ازدواج چیزی نیست که شما
دو تا همینجوری انجامش بدید
چون عاشق همید.
باید برای باقی عمرت
بهش پاسخگو باشی...
تو داره دانشجو مقدماتی
برای خدمات اجتماعی هستی،
هنوز شغلی نداری.
دقیقا الان بجز
بدنت چی داری ؟
درسته همش،
ولی...
اول آزمون بده.
هرکار که میخوای بکنی ازدواج
یا هرچی، بعد اون.
حمایت منم وقتی شاملت
میشه که آزمون بدی اول.
آبجی!!
گرفتم!!
سخت تلاش میکنم!
یعنی میگی تا الان
تلاش نمیکردی؟
صحیح...
ولی هنوز...
خیالم راحت شد که
یه هدف واضح داره.
چند روز بعد.
دو هی..
ما اینجاییم!!
منم اینجام!!
درسته. شما سالم به اینجا
رسیدید، کولی های کوچولو.
دو ميم چی؟
هنوز تظاهر به درس
خوندن میکنه؟
هعی ،دو مین!!
نونا ها اینجان، نمیخوای
خودتو نشون بدی؟!
احتمالا نمیخواد بیاد
بیرون.
اون برای ازدواج با لی هیون
خیلی داره تلاش میکنه...
پس برای همین بهش
گفتم اول تست رو بده
از اون موقع کم از اتاق میاد بیرون.
ازدواج....
پس دیگه نمیتونیم
گازش بگیریم؟؟
گاز چیه الان نگرانشی؟ ؟؟
شت...
هیچی!!
بیا بگذریم!!
بخور!!
آره!!
دو مین...
يعنی...
فقط عرق!!
اوم...
چند روز بعد.
دو مین...این عالیه
که سخت داری درس
میخونی..
ولی خیلی به خودت
فشار نیار...
مرسی ،نونا!!
غذاترو باید به موقع بخوری،
بخور!!
این همون غداییه
که قبل گفته بودی؟
یچیز مفید برای
دانشجو ها...
چیشد یهو داری به خودت
فشار میاری؟
منم در عجبم برای کی
داره اینقدر زور میزنه؟ ههه
آبجی!! نگو!!!
نونا ،یچیز هست که میخوام
ازت بپرسم..
هم؟؟
چرا همیشه موهات
رو کوتاه نگه میداری؟
این... بخطار اینکه
خیلی قبل پیش گفتی
مدل موی کوتاه دوست داری..
اینم... نونا مو کوتاه...
من؟ کی همچین حرفی زدم؟
جی... یادت نیست؟
بچه بودی فک کنم؟
پس... ازین به بعد موهام
رو بلند کنم؟
هرکار دوست داری، بکن نونا!!
تو با موی بلند هم
زیبایی...
مهم نیست چه چهره ای داشته
باشی..
من همیشه دوست دارم...
مرسی...
منم دوست داشتن تورو
ادامه میدم، دو مین...
اطلاعات آزمون
برنامه از
پرینت تست
نمرات
نتیجه :قبولی یا رد
فرایند تست
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺