قسمت 58
خب...
مین آه این دوستته؟
همین که اینجاست؟
از دیدنت خوشبختم.
ما امروز حرکت میکنیم..
بعد تو تصمیم گرفتی اینم بیاری؟ بدون اطلاع قبلی؟
آنی... تو گفته بودی که
به اونا میگی قبل تر...
ببخشید!
نتونستم
چون یادم رفت!
چییی...
حالا این اینجا چیکار میکنه؟
سیون هوا ؟؟؟
میبینم که با دو مین
هم قبلا آشنا شدی؟
اوه! آره آره!
دو مین قبلا...
ببند!
هوف!
هوم.!
اوکی. اینم بیاریدش.
اوم... من همرو ناراحت کردم
مشکلی ندارم اگه برم خونه.
اوکیه ،از آنجایی که رفیق
مین آه هستی.
واقعا ممنونم..
و از اونجایی که شماها
ایشون رو میشناسید، نباید مشکلی باشه.
خب... ما همو دیدیم قبلا
فک کنم؟؟
درسته ؟؟ اون بچه خوبیه
خوب و قشنگ!!
دوستای سکسی خواهرم
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
واو... کی ماشین
جدید خریدی؟
این سمند مدل نود؟؟
یدونه خریدم محض احتیاط.
فکر کنم قبلا ازین ماشین ها
تو یوتیوب دیدم...
چیز دیگه ای ندارم که روش پول خرج کنم برای یه مدت، پس..
هعی دو هی...
این عقب خیلی میلرزه...
تو ساکت باش.
فکر نمیکنی که تو باید کرایه
بدی چون یهو دوستت آوردی؟
این ماشین پنج تا
صندلی برای نشستن داره..
هاهاها...
این دختر نمصن به چی فکر میکنه؟
طبق چیزی که قبلا دیدم..
اون مثل دخترای معمولی نیست...
و با توجه به چیزی
که هیون جو گفت...
حس میکردم اون یه
قدرت خاصی داره...
اوه ،زندگی این جذاب ها...
اون دختر دیگه حتما
مین آه بوده...
هومم
اون قبلا هم رو اعصابم بود... حالا
هم اینجاست..
تو ميدونی اینجا راحت باشی.
اوه نه!!
من اوکیم!
از اونجایی که اون منم که یهو اضافه
شد..
اوم آنی؟
ها؟؟ من؟؟
این...
واقعا بابت دفعه پیش شرمنده...
من نتونستم خودمو خوب معرفی کنم..
مرسی ازت بابت کمکی کردی اون روز...
اوه،بیخیال بابا. منم مشتری
بودم مثل تو!!
بهرحال آنی ،لباسی
که الان پوشیدی خیلی قشنگه!
اوه ،سلیقه قشنگی
داری هههه
اوه ،اوکیه که این
افتخاری هارو تموم کنم؟
از اونجایی که تو و مین آه
همین الانشم تشریفات گذاشتید کنار!
قطعا.
لی هیون نونا...
حدس میزنم خوش میگذروندی
وقتی من نبودم آره؟
من فکر میکردم
تو یه بچه نابالغی با یه خواهر همراه...
ولی تونستی دوست پیدا کنی.
احساس آزادی دارم، از اینکه
دیگه به خواهرت احتیاج نداری.
یک همراه؟
پس میتونه درست باشه اگه به تو بگیم یه برادر همراه؟
و مردمی که همراه دارن یابد
خوب باهم کنار بیان، قبول داری؟
وقتی دارم رانندگی ميکنم چیزای
کصشر نگو...
اون ماشین چشه؟؟
مثل یه لاکپشت آرم میره منم یکبار
ازش رد شدم... چرا اینگار داره سر به سرم میزاره؟
گاییدمت.
این چیه؟؟
بهت گفتم. یکی رگ میشناسم
که همچین جاهایی رو
اجاره میده.
یکی نباید به کار های
بنزین رسیدگی میکرد؟
دوباره داری زیادی واکنش
میدی...
هعی... واقعا
تو دنیای متفاوتی بزرگ شدیم..
واو.. من تو عمرم همچین جای زیبایی
نبودم..
هه، من یه دوست عالی ندارم؟
خودم میدونم حملشون کنم.
نونا ،چرا تو اینقدر وسایل داری؟
بدش به من.
فقط چنتا چیز آوردم که بپزیم..
فوفو...
لیلیلی...
چقدر منتظر این روز بودم...
حتی عرق خوردن هم گذاشتم کنار،
برای امروز...
خی اینجوری بهترم شد..
مطمئن میشم که جلو اون خودمو نشون میدم..
8888
888
و زیبایی هام رو نشون بدم!
نونا...
تو واقعا زیبایی...
هوم
فقط منتظرم باش جنده...
و دو مین!!
هم... ؟
تو خیلی سریع عوض کردی.
برای بقیه صبر کنیم و
بعد بریم باهم.
صبر ندارم...
اونا خواهر برادرن، اونا خواهر برادرن...
واو
واو،شما دخترا همتون
قشنگید.
همشون رغیب های قدری هستن!
همه عوض کردن؟
قشنگه....
واو... این چه ریکشن
غیر طبیعی ای بود؟
اصلا به من نگاه نکرد...
اون جقی خیلی معمولی
با من رفتار میکنه، پس..
میتونه...
وو دو مین ،
حرومی دیوانه.
حتی تلاش نمیکنی که
قایمش کنی؟؟
چرا یهو... (
نکن ،بچه اینجاست!!
منحرف!!
واییی!! خیلی بزرگه!
در عجبم کیو دید که اینقدر
بد شق کرد..؟
اینجوری نیست...
گمشو!!
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺