بازی ای که واقعی بود قسمت ۲۳ از ۶۰۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 23
هاییییی
پوزوئیدون های‌ باقی مانده
عالیه....
خیلی زود کارمون تموم
شد ولی استخوان های کونم داره
میشکنه اینگار...
واقعا اینقدر حال داد ؟
پس من از کیر مورد
علاقه ات استفاده میکنم..
و تا نصف شب
مثل سگ می‌کنمت.
مثل اون روز..
پارک سارانگ
وابستگی :
خیلی عمیقه!!
آییییی؟!!
محکم تر!!!
دیگه نمیخوای خودتو
نگه داری نه؟؟
کی میگفت که
من به هرکسی پا نمیدم ها..؟
نمی‌دونم!!
آهههههه!!!
ها؟!
این صدای چیه؟؟
بازی ای که واقعی بود
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست🐺Geralt 🐺
آخخخخ!!
هاییییی!!
اوهههه!!
چییی؟؟؟
تو اینکارو دفعه پيشم کردی!!
این یکی بیشتر درد داره.
اوخخخ!!
آیییییی!!!
اوههه
اوه...
یچیزی خیلی عجیبه..
اینجور رفتار ها...
باید منو عصبی کنه...
وضعیت جدید
با اسپنک زدن خیلی
تحریک‌ می‌شود.
اسپنک ها؟
آیییی!!
درد داره!!!
اوخخخخ!!!
بسه...
بسهههههه!!!!
دارم بیهوش میشم!!
خیلی درد داره...
درددددد داره...
پروفایل پارک
سارانگ آپدیت شد.
وضعیت سکس: دوست
داره سکس خشن داشته باشه و یه
مرد گنده
خیلی حال میده...
جایزه مخفی :
هوممم،دیواره هاش!!
تو همیشه این راز
منحرف بودنت رو مخفی
میکردی؟!
ها؟!
آییییی!!
اوخخخخ...
حتی اگه از لذت
به لرزیدن بیوفتی،
بازم من اینجوری
تحقیرت میکنم!!!
تا کصت عشق کنه!!
پارک سارانگ
وابستگی الان :
خدایا...
از هوش رفت؟!
چقدر استقامتش
کمه...
بد شد یجورایی..
شاید باید یکاری کنم
بهوش بیاد...
چی ؟!
این چیه؟
سلام!!
من همسایه کناری
هستم.
صدا های عجیبی
از خونتون شنیدم.
صدای زنه؟
عجیبه...
همسایه کناری خانم هستش؟
ببینیم چطوره...
پایان

قسمت 23 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 24

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازی ای که واقعی بود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت