صورتت خوبه؟
چیزی نیست
بیشتر نگران اون
پسرم
سرنگون شدن خیلی دردناکه
و اونم مجبور شد
جریمشو بده...
لطفا قبل رفتن
غرامتشو بده!
بذار به حال خودش
باشه از این کارش
درس میگیره
فکر میکنه مبارزی
چیزیه همش عین
احمقا رفتار میکنه...
پس تقصیر
خودشه اره؟
چی؟
به خاطر همین
نمیتونه بیاد تو
تیم اصلی قبل
فارغ التحصیلی
نه اون
نیست...!
چرا من...
نه نمیخواد ردش
کنی خودم میتونم
بگم
البته که اون مرد
خوبیه بلده چجوری
از دختر مورد علاقش
محافظت کنه
اما بازم استفاده
از خشونت اشتباهه...
گفتم اینطور
نیست!!
اوه ...
من فقط گفتم
خشونت خوب نیست...
کی گفته من
مثل اونم...!
من اینجام
مربی!
چیشد؟ به خاطر
مشت منه...؟
فرار کن...
ها؟
زیاده روی نکن
کمرت آسیب میبینه
تو با یه مشت
سرنگون شدی؟
مثل اونبار که
من اینکارو کردم
چرا انقد خشنی
امروز؟ به خاطر اینکه
خیلی وقته گذشته؟
یا اینکه داری
حسودی میکنی...
من حسودم
ها...؟
اره من حسودم
وقتی میبینم با کس
دیگه ای حرف میزنی
منو ناراحت میکنه
تو...
پس از این به
بعد اینکارو نکن
لطفا
هاااه...
امروز فرق
داره...
واقعا...؟
این اولین سکس بعد
از دست دادن تواناییمه
شاید به خاطر همون حس
تاکافی بودن دارم...؟
چه حسی داری؟
قبلا خیلی تحریک
میشدم...
ولی امروز...
یکم مضطرب میشم
ولی واقعا حس
خوبی داره...
منم همینطور
هااه هنوزم
یکم خسته کنندس...
خوبه
خوبه
تا وقتی بهش
عادت نکنی اینکارو
میکنم
عه؟
عاااح...
هاااه...!!
عاااه...
هااااه...
خیلی خوبه...
منو محکم
بکن...!!
عااااح...
هااااه...
توهم بهت حال
میده...؟
آره ...
من دوست دارم
یورا
هاااه!!
چی...؟؟
عااحح!
هااه این
خیلی عمیقه...
هااا...
عااااححح!!
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
Geralt^_^