47
واسه احضار کردنت...
شرایط خاصی
وجود داره؟
هر وقت بخوای
میتونی صدام کنی
ارباب
ولی....
ولی؟
وقتی جنده گیر فعاله و
وسط ماموریتی نمیشه
درضمن، نمیتونم زیاد بمونم
چون انسان نیستم... به تایم
انسانی حدود نیم ساعت
میتونم بیام
تو همچین زمان کمی
چیکار میتونی برام بکنی؟
هر چی که
تو بخوای!
آااه!
لطفاً با کیر گندهت
منو بگا ارباب!
آاااه!
همین حالاشم
هزاران راه...
واسه استفاده
ازت پیدا کردم!
آاه!
جوری منو بگا که
کصم پاره شه!
سکس سکس تا پیروزی
ها...
اون... اون چیه؟
چه اتفاقی
داره میفته؟
چرا همه جا تاریک
شد؟ هیچی نمیتونم
ببینم!
تو چی هستی ؟
ارباب که بهت گفت
من یه شیطانم!
بدن خوشگلی داری
آه...
ها...
منو نکش
چطور جرات کردی
به ارباب خیانت کنی!؟
باید ترس واقعی
رو بچشی!
ممههام!
نه!!!!
بس کن!
نه!!!
لطفاً ، ببخشید!
هرکاری بگی
انجام میدم!
لطفاً... ببخشید
بس کن!
ترس دومین چیزیه
که باعث اطاعت
انسانها میشه
حالا کاری رو بکن
که ارباب میگه
باشه!
باشه!!
اوووممم!
قشنگ تمیزش کن!
باید تنبیه شه!
یه بار دیگه
آبمُ بیار!
اوپپپ!
اینجوری ارباب
ارضا نمیشه!
تا ته بکنش
تو حلقت!
هممم!؟
آااه!
اوو
اوووع
عاااع
گاااع
داره میاد!
بریزش تو
دهن این جنده!
تا ته حلقش!
هااع
عااه
عااع
کی گفت
بکشی بیرون!
هنوز آبم
داره میاد!
عووم
عععه
عاع
ممم
عوپ
عووم
آب خوشمزهی
ارباب...
نباید هدر بره!
کارت خوب بود
هی، چوی گورا
هااا...
عاا...
بله...؟
از حالا ، تو
بردهی منی
باشه!
هر چی بگی
گوش میکنم!
ازت یه کاری میخوام
دوباره
استخدامم کن!
و هر کاری که
میگم رو انجام بده
رفتارت سر کار عوض نشه
فقط وقتی با هم تنهاییم
بردهی من میشی
باشه
هر چی تو بگی!
فردا روز آخر
شکاره
آخرین ماموریت
جندهگیر
هاه؟؟
تو...
آره
یون هارین!
صبح بخیر
صبح بخیر
دیر...
کردی
تو... چرا اینجایی؟
تو اخراج شدی!
دیوونه شدی نشستی
پشت میز من؟
چی؟؟
نه، این
میز منه!
چی؟
چیکار میکنی؟
بگو مامورای امنیتی بیان
نیازی نیست
اینجا میز سئویه
من بهش گفتم
برگرده
تو از پستت
عذل شدی
مدیر چوی!
ادامه دارد....