چرا نمیتونم
هیچ کاری علیه
سئول انجام بدم؟
فکر میکردم اتفاقیه
ولی انگار اینجوری نیست!
حتی نمیتونم
حرفی علیهش بزنم!
نمیتونم پشت تلفن چیزی بگم
یا حتی با کسی رودررو راجبش حرف بزنم
حتی نمیتونم راجبش چیزی پیامک کنم!
اینجا چه خبره؟
باید به همه بگم
باهام چیکار کرده!
چه بلایی
سرم آورده!
وایسا ببینم...
انگار نمیتونم هیچکاری
که به اون آسیب میزنه
انجام بدم...
پس...
سکس سکس تا پیروزی
چه عذابی شد
واقعاً لازمه واسه گوش
دادن به گزارشت وقتمُ هدر بدم؟
پس بنال...
نشین
چی؟
مگه کری؟
گفتم نشین
چی؟ پس میخوای
اینجوری بازی کنی؟
نکنه دیوونه شدی؟
اینُ بگیر!
از گزارش
خیلی مهمتره
چون تنهاییم
اینجوری رفتار میکنی
ولی الان سرکاریم
بهتره درست رفتار کنی
اگه نگران اون بودم
اینجوری رفتار نمیکردم
مدیر جین...
میشه از این اتاق
استفاده کنیم؟
نه، الان یه جلسه
مهم اون تو دارن
میشه برین
یه جای دیگه؟
باشه
جین سانگجو...
جلوی هرکسی که خواست
مزاحم بشه رو بگیر
اتاق جلسه؟
هیچکس نباید
بیاد تو
هیچکس،فهمیدی؟
آره
هان سورین...
وقتی من با اون تو
اتاق جلسه هستم
برو سراغ کامپیوترش
و از همه چیز
کپی بگیر
باشه
وقت زیادی نداریم
پس سریع کار کن
باشه
حله
فردا...
من...
همه چی رو
تغییر میدم
بسمه تعالی
یون هارین همهی چیزایی
رو که در جریان طلاق از سئول ج.جین
گرفته رو پس میدهد
پرداخت نفقه کنسل شده
و تمام دریافتی ها پس
داده خواهد شد
امضای یون هارین
این دیگه
چه کثافتیه؟
نفهمیدی؟
هر چی ازم گرفتی
رو پس میگیرم
باشه، اگه
این چیزیه که میخوای...
چی؟
جدی؟
راستش، خودمم با گرفتن
همه چیزت راحت نبودم
فکر نمیکردی
همچین آدمی باشم؟
منم یکی مثل خودتم!
تازه دارم میفهمم باهات چیکار کردم
قبلاً با هم...
خیلی خوب بودیم
همهی خاطراتی
که با هم داشتیم...
نمیتونم فراموششون کنم
یون هارین!
داره چیکار میکنه؟
حتی لازم نشد
از جنده گیر استفاده کنم
وقتی با هم بودیم
رو یادت میاد؟
تو این اتاق چندین
بار با هم سکس کردیم
دوباره...
منو بکن!
اوه...
بکنش توم!
اوه!
آااه!
هنوز همونه!
یه کیر
بی مصرف!
و...
هنوزم خیلی
احمقی!
میدونی...
دیگه بگا رفتی!
ادامه دارد...