36
اینجا چیکار میکنی
چوی گورا؟
بدتر اینکه من
هنوز لختم!
ببخشید بدون اطلاع اومدم
ولی باید حرف بزنیم
از کجا میدونستی
اینجا زندگی میکنم؟
راجبه چی میخوای
حرف بزنی؟
خودت گفتی...
بیام دیدنت!
اگه دنبال بخششی میتونی
بیای پیشم، کی میدونه...
شاید بخشیدمت و همه چی
مثل قبل شد
اوه...
باشه، منتظر بمون
نمیدونی
چرا اینجام؟
بیخیال، میام تو!
چی؟
از عمد بدون
اطلاع اومدم
اگه یکی ما رو با
هم ببینه چی؟
مطمئنی؟
آره! همین الانشم
که بیرونم میترسم
آره؟
خیلهخب
بیا تو
چی!؟
میای یا نه؟
سکس سکس تا پیروزی
اون کیه؟
راجبه چی حرف میزنن؟
صداش زنونهست...!
نباید برم بیرون!
همیجا میمونم و
جیکمم در نمیاد
حرف بزن
دوست دارم ببینم
چی میخوای بگی
واقعاً لازمه
لخت باشی؟
یه چی
بنداز روش
اینجا خونهی منه
به تو ربطی نداره
اگه دوست نداری
گمشو بیرون
همم؟
لطفاً
نمیدونم باهام چیکار
کردی ولی لطفاً دوباره
به همون آدم قبلی تبدیلم کن
پس بالاخره
فهمیدی...
نمیتونی هیچ کاری
علیه من بکنی
از حالا هر چی
بگی انجام میدم
فقط لطفاً...
انگار نه انگار چیزی شده
قبل از اینا...
بهم بگو چرا میخواستی
از شرکت بیرونم کنی؟
خب...
بگو
خودت میدونی!
از عمد ناراحتم
میکردی...
چارهای نداشتم!
چی؟
من؟
راستش...
من سالهاست که بیرون
از خونه، محل کار یا هرجایی
از خودم عکس لختی میگیرم
و با دوستای مجازیم
به اشتراک میذارم
نمیتونم بذارم بقیه
همچین چیزی رو بفهمن
حداقل نه بچههای شرکت
ولی یه روز...
تق
تق
سئولم...
چیه؟
بیا تو!
ببخشید خانوم!
راجبه اون برگههاییه
که گفته بودین اصلاح کنم
گفتین برام میفرستین
ولی هنوز چیزی به دستم
نرسیذه
جدی؟ مطمئنم
فرستادمشون
باید تا پایان روز
تکمیلشون کنم
نگران نباش...
الان میفرستشون
فرستادم، برو
چکش کن لطفاً
اون لحظه متوجه نشدم
هنوز چیزی
برام نیومده
مطمئنی؟
دوباره نگاه کن
اومد!
مرسی...
ولی بعداً فهمیدم
یه چیزی این وسط میلنگه
چیزیکه برات
فرستاده بودم...
عکسای لختیم بود
از اون روز
دیوونه شده بودم
صبح بخیر
خانوم
ها...
آره، تو هم
همینطور
بنظر خسته میاین
امروز کمتر کار کنین
از اونروز هر حرفی که
بهم میزدی انگار خنجری بود
که تو پشتم فرو میرفت
ببخشید...
باشه، مرسی
فکر میکردم بعد از
دیدن اون عکسا منُ به
چشم یه جنده میبینی
ولی چند روز بعدش...
شنیدم گوشیت
گم شده؟
از این آیفون
جدیدا بگیر
فعلاً دنبال گوشی
خودمم
گوشیمُ گم کردم
لو ندادم ولی فکر کردم
دیگه شغلمُ از دست دادم
اگه یکی گوشیمُ پیدا
میکرد و واردش میشد
برات پیداش میکنیم رییس
میدونم
یا خدا
گوشیم قفله
نگران نباش
هیس
من داشتم
میرفتم ناهار
با هارین...
فال گوش وایستاده بود؟
اون نگاهت
داشت دیوونهم میکرد
تو گوشیمُ پیدا کردی
و برام آوردی...
گوشیتون خانوم!
تو چجوری
پیداش کردی؟
تو اتاق
کنفرانس بود!
شنیده بودم
گوشیتون گم شده
مرسی...
خواهش میکنم
ولی دیگه دیر
شده بود
نمیدونم چطوری ولی
قفل گوشیم باز شده بود
فقط عکسای من
تو گوشی نبود...
یا خدا...
فیلمایی که هارین
از سکسش برام فرستاده بود
و ویدئوهای جق زدنم...
مطمئن بودم...
تو همشونُ دیدی
نه!!!
تو دیدیشون!
مطمئنم دیدیشون!
حالا خوشحال شدی؟
همه چی رو برات
گفتم!
فکر کردی واسه
من آسون بوده؟
هر روز با کسی که رازمُ
میدونست چشم تو چشم میشدم
دیوونه شدی؟
چی؟
همین؟
چوی گورا...
به هیچ وجه...
نمیتونم ببخشمت
ادامه دارد...