قسمت ۳۹
فرار کن !
مترجم :Godrax
قسمت ۳۹
اولین باره کسیو
روی پله میگاییم و واقعا
حسش خفنه
خسته که نشدی؟
اتفاقا پاهام درد
گرفته
شرمنده
نکن کصکش
میوفتم بگا میرما
بکیرم دیه تو میدم
عاااح
هاهه
ابم داره میاد
نریزی تو
میریزم میخوام
ببینم گوه خورش
کیه
ااااح
بیا اینجا
۱۳ ساعته بدون شوهرم
دارم زندگی میکنم ، واقعا
حس عجیبیه
یکروز نشده انقد
سخته ، یکماهشو
چیکار کنم
حوصلم سر رفتههه
باید توی این یکماه
چیکار کنم ؟
برای تو خریدم و
نمیدونم دوسش داری
یا نه
اوه اقا
این کیف خیلی گرون
نیس ؟
مهم نیس پولش
برای من خیلی زیاد نیس
گفتم که هرچی
بخوای برات میگیرم
دفعه بعد برات
خونه هم میگیرم
عاااح
میخوای اینبار
همه کارو بسپاری
به خودم ؟
چی ؟
عااااح
خب شروع میکنیم
بسم الله
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)