قسمت ۵۳
حرومزادهههه
فرار کن !
مترجم :Godrax
قسمت ۵۳
هق هق
چی گفتی پدرصگ ؟
تو کدوم مادرجنده
ای فکر کردی هستی
که بهم بگی حرومزاده ؟
باورم نمیشه برای
پدر پیرت شاخ
میشی
چی شده ؟
عه
اینجا چه خبره؟
همیشه همه چیو
ازم میگرفتی ،زندگیمو
گاییدی
مگه من ننتو گاییدم ؟
چرا گورتو از زندگیم گم
نمیکنی ؟
احمق تو هیچوقت
نمیتونی خودتو بدون
من جمع کنی
به خودت بیا کصخل
تو چرا بیرون بودی؟
اگر طرف منی دنبالم
بیا و گرنه برو پیش
همون بدبخت
هق هق
هق هق
نایون
تنهام بزار
عه
عزیزم
بلاخره جواب دادی
چند روزه منتظرم جوابمو
بدی ولی خب خوشبختانه
الان میتونم بهت بگم
فک کنم چون
زمانا متفاوت بود
نمیتونسیم با هم
حرف بزنیم ،هههه
حالت چطوره؟
خب سرم بدجوری
شلوغه ولی بزودی
برمیگردم پیشت
خیلی دلم برات
تنگ شده
ببینم گریه کردی؟
نه فقط داشتم غذا
درست میکردم
ولی حس میکنم
داری گریه میکنی
خب دارم پیاز
تفت میدم
بخاطر همین اشک از
چشام داره میاد
خب پس مثل
اینکه میخوای
غذای خوشمزه ای
درست کنی
خیلی دوست دارم
دوباره ببینمت
حواست به خودت
باشه
بزودی برمیگردم
اینجا دیروقته و خب
باید برم بخوابم
دستاش میلرزه
باید چیکار کنم عزیزم
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)