قسمت ۱۶
سلام
خوشحالم میبینمت
لطفا بشینین
فرار کن!
مترجم : Godrax
شرمنده اگر پریروز خیلی
بهتون خوش نگذشت
پس تصمیم گرفتم که با شام
امشب ازتون عذرخواهی کنم
خیلی ممنون ، پریروز هم
خیلی خوش گذشت
به هر حال امیدوارم امشب بتونم جبران کنم
لطفا بخورید
ممنون از دعوتتون
فروشندگی کتاب ، این خیلی
کار جالبیه
اون قبلا حتی توی کلاس
اهنگسازی هم شرکت میکرد، ولی بخاطر
هزینه زیاد کلاسا بیخیال شد
کار الانتونو دوست دارین؟
اره خب همیشه کتاب
خوندنو دوست داشتم
و خب ازین که با بچه ها
زیاد سر و کله بزنم خوشم میاد
منم وقتی بچه بودم
کتاب خوندو خیلی دوست داشتم
اگر توی یک خانواده دیگه
بودم فک کنم الان رمان نویس میشدم
واقعا ؟ شما میتونین هر شب وروز
اون رو تصور کنید ، عالی نیس؟
دارین ازم تعریف میکنین ؟
ممنونم
امکانش هست شماره
شما رو داشته باشم ؟
هم ؟ شمارمو ؟
اره خب فک کنم میتونم
دانش اموزای خوبی رو براتون جور
کنم
لازم نیس نگران من باشین
عزیزم تو کلا ۳ تا درس
داری پس بهتره که شمارتو
به کارگردان بدی
داری چیکار میکنی لی گیتاعه
اون ازدواج کرده
معلوم هست به چی فکر میکنی ؟
عه یادم رفت تلفنو
خاموش کنم
کی این موقع شب زنگ
میزنه ؟
باید جواب بدم
بله کارگردان ؟
میشنوم
خیلی وقته حرف نزدیم
حالت چطوره ؟
من خوبم ، چرا این موقع
زنگ زدین بهم ؟ اتفاقی افتاده ؟
چیز خاصی نیس
فقط میخوام با دختری که بهم
گفتی برم بیرون
میشه بهش بگی بیاد پیشم ؟
البته ، منظورتون
جونیه ؟
حله الان بهش زنگ میزنم
و بهش میگم که اماده شه
مطمعنا وقتی ببینیش
عاشقش میشی ، اون دختر
خیلی خوبه
من مدت زیادی رو تلاش
کردم که به عنوان یک داماد خوب
انتخاب شم ولی اون ها در اخر
رفتن یک رییس شرکت رو انتخاب کردن
من شانسی نداشتم
بعد از اون من فقط
استیج هایی که هزینه زیادی
نداشتنو قبول میکردم و بالاخره
تموم شد
ولی من جونی رو به عنوان
بازیگر انتخاب کردم
تا وقتی که بهش پول
بدی اون هرکاری میکنه
وقتی که ببینیش میفهمی
که چی میگم پس از کارگردان کمک
بخواه
بیا تو
سلام من جونی هستم
بیا بشین
تو میدونی من کی هستم ؟
بله کارگردان
تو از امروز برده من میشی
ادامه دارد !