قسمت7
درست مثل اینکه یه چراغ
جادو رو لمس کنی ، پوست زیبای
نونا هم بعد لمس من واکنش نشون
داد
هاااه
عااح
بدون هیچ فشاری تونستم
بهش لذت بدم
هاااع
جون هیوک...!
هااه
یه زندگی سرگرم کننده
با زمان کافی برای تصمیم گیری،
زندگی برنده.
کاندوم بذار...
حرفایی از زبونش در میومد
که میخواست گناه خیانتو براش کمرنگ
کنه
کاندوم...یه مانع برای
حس لذت واقعی ، ولی
حداقل شانس اینو دارم که
بعدا درش بیارم
حتما
به جاش میتونم از
بدن درخشانی که جلوی چشام
بود لذت ببرم و لیسش بزنم
هااا
هاا
هاااه
اون تقریبا آمادست ، ناله هاش
از لب های نازکش بیرون میومد...
هااه
عاح
کمر باریکش...
هااه
عااه
اون رون های گوشتی و لبه های صدفش
که مرواریدش رو به من نشون میداد منو
یاد اولین عشق زندگیم انداخت
هاااه
من شوگر ددی شدم
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
لعنتی...
این واقعا بامزست
تو خیلی خوشگلی
تو واقعا زیبایی
نونا
داری منو خجالتم
میدی...
پس عذر میخوام
وقتی کیرم سر خورد تو مرواریدش
تمام اون حس شگفت انگیز متوقف شد
هاااههه
شاید به خاطر این بود
که کیر من بزرگ بود ، آب کصش
بیرون میزد و مثل یه باکره کصش تنگ
بود
عااحح
عااح
همم ...این ممکنه
حالمون عوض کنه ولی
من میخوام خشن ترش
کنم
آههه؟!
درد داره درد دارهههه
جون هیووک عاحح!
اوکیه
به خاطر اینه که
مال من یکم بزرگه
اولش درد داره
حرکاتمو آروم تر
میکنم تا عادت کنی
اومم...
شاید به خاطر رفتار من از قبل
بود که نونا بهم اعتماد کرد
هووف
هااا
منتظر بودم تا بهش عادت کنه
تنمون روی هم بود و شونه های
شکنندش رو گرفته بودم
عااح
عاااححح
بوی نوستالژی اقاقیا رو از
بدن نونا استشمام میکردم
هاا
هااا
خب...حالا
شروع میکنم
هااه
هاا
عااح
شاید به سایزم عادت کرده
که دیگه ناله نمیکنه
هاااعع
به تدریج سعی میکردم از زاویه های
مختلف به کصش تلمبه بزنم
عاااح
هاای اومم
خیلی خوب کار کرد
عااح
هربار که کونشو تکون میداد
تلمبهی من بهش وارد میشد
عاااح
خیلی زود نونا رون های گوشتیش
رو دور من پیچید...
این نشونه ای بود که من متوقف
نشم و به تلمبه زدنم ادامه بدم
اوووح
عاااح!!!
انقد هیجان زده بودم که
سرعتمو بیشتر کردم و نونا هم داشت
به اوج میرسید
عااحح
هاااع
دیدن لذت بردنش
منو بیشتر حشری
میکرد...
هااع
هااه
من هم از روی هیجان
حرکاتمو کند نکردم
هااه
وقتی به چهره قشنگش نزدیک
شدم ، لب های نازکش به طور خودکار
شروع به بازشدن کرد...
الان وقت مناسبی واسه
چشیدن لباش بود ، و نزدیک
شدم و بوسیدمش
یعنی به خاطر حس
عاطفه شدید من بود؟
اوم عاااح!!
ها؟ الان...؟
نونا حتما به ارگاسم رسید
که منو محکم تر گرفت
من حتی همه چیزی که
بلد بودم رو نشون ندادم ولی
حتما اونقد دوست داشت ضربه های
منو که پاهاشو دروم حلقه کرد و خودش
کونشو حرکت میداد
لعنت بهش
منم...!
هااااهههه
هااااع
حرومزاده...
الان دیگه چی
میخواد؟!
هاااا!!!
حرومزاده!!!
اون دیوانه وار خوشمزه بود
ممنونم بابت غذا