قسمت21
هه هه
اره آبجو مفتی خوردم
دیگه!
جدی...؟
هی اون چه
واکنشیه؟
اتفاقی نیوفتاد
که؟
هم؟ منظورت
چیه؟
نه فقط...
نگران نباش!
سونبا در برابرش چیزی
ازم نخواست! تازه قراره
دفعه بعد من یه چی براش
بگیرم
این مشکوک تره
تا حالا فکر نکردی چرا
همش واست چیز میز میگیره؟
اممم...
خودمم حس بدی دارم
ولی خب به جاش منم
تمرینش میدم
هر بار بدن خودتو
براش آماده میکنی؟
چه ساده لوحی
هم
اگه نگران منی
میتوتی تشریف بیاری
با ما تمرین کنی...
من یک شوگر ددی شدم
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
تو فوق العاده ای سونبا!
میتونم بگم مهارت هات
ایلوچوجانگه!
ایلچوجانگ یه شخصیت افسانه ای
کره ایه که خیلی بتمن بوده برا خودش
البته هانوئل تلفضش رو رید و گرنه ایلوچوجانگ
یعنی چهار شخصیتی!
واقعا؟
فکر کنم منظورش ایلچوجانگه و گرنه
چرا باید برای تعریف بهم بگه
چهار شخصیتی
تمرینات شخصی هانوي خیلی
خوب بود با اینکه خسته و پاره
میشدم ولی بعد تموم شدنش حس میکردم
گاومیشو زمین زدم
با تشکر از تو هانوئل
فکر نکنم کس دیگه ای
بتونه به این خوبی
منو تمرین بده
خواهش میکنم
من به تو بیشتر مدیونم
حیح
چرا؟ به خاطر
آبجوی مفتی؟
منم اگه تنها میومدم
نمیتونستم ادارش کنم
من سه ماه بود که باشگاه
نیومده بودم برا همین
احساس امنیت نکردم...
ها؟ چرا؟
من زیادخجالتی نیستم
ولی خب هربار تنها میام
آدمای عجیب غریب
زیادی میبینم...
آه
همون موقع فهمیدم که با
این بدن ، هانوئل همیشه مورد
تعرض قرار میگیره
مخصوصا اگه این باشگاه
پر از مردایی با بوی تستوسترون
باشه
هربار با جون سئوک میومدم
این مشکلو نداشتم ...برای همین
ازت ممنونم که جاشو پر کردی
سونبا!
که اینطور...
ولی کاری نمیتونی درموردش لکنی
مگه نه ؟
هاه؟
به خاطر خوشگلیته
که مردا دست بردترت
نیستن
هاااااا؟!؟!
همچین چیزایی نگوووو!!!
به هرحال خوشحالم
که برات مفید بودن
میرم دوش بگیرم، بعدش همدیگه
رو طبقه اول ببینیم
باشه،
سانبا!
دختره مثل یه سگ کوچولو
منو دنبال میکنه،خوشحالم با یه
سرعت خوبی داریم بهم نزدیک میشیم
هووو!!
هم؟!
چرا اینقدر
طول کشید؟
هانول همیشه خیلی
زود میومد و منتظر میموند...
دختر چقده
جذابیی
دانشگاه میری نه؟
خوشحالم میبینمت، منم همون
دانشگاه میرم
سانبامون
میخواد بره یکم نوشیدنی
بگیره، میخوایم تورم مهمون
کنیم
اممم، راستش...
عههه
این چه جوابیه؟!
هر چی بیشتر
میشناسیمت، نازتر
میشی
چیزی که میخوام
بگم اینه که...
دو تا مرد دورشو گرفته بودن
و توانایی رد کردنش خیلی ضعیفه
اینام که مثل چی چسبیدن
خیلی عجیبه
که توی این جور چیزا
به کمک نیاز داره...
مجبورم دخالت کنم
هی آقایون
سانبا!
ها؟
شرمنده ، ظاهرا
این بنده خدا یه
دوست پسر داره
دوست پسررر!؟!؟
مطمئنم سانبای شما
نمیخواد دنبال دختری بیاد
که دوست پسر داره مگه نه؟
بخاطر قدم خیلی
تهدیدی محسوب نمیشم
فاک...
اگه دوست پسر داشتی
باید بهمون میگفتی
باورم نمیشه
ادمای این شکلی وجود
دارن...
اممم
سانبا
بله؟
جدا گفتی
دوست پسر؟
اره مجبور شدم دروغ
بگم که راحتت بذارن،
شرمنده اگه ناراحت شدی
نه نه نه
ناراحت که نه، فقط گفتم
شاید تو ناراحت بشی اگه
فکر کنن من دوست دخترم...
که چی؟
از خدامه کسی مثل
تو دوست دخترم باشه
چییی؟؟؟
بدون فکر کردن
حرف زدم چون حقیقت بود، دختری
مثل اینو هیچ جایی نمیتونم پیدا
کنم