قسمت 5
عه! اون لباسی که
بهت دادمو پوشیدی؟
نه خب به خاطر تو
نیست ، فقط چون لباسای
خودم خیلی راحت نبود اینا
رو پوشیدم...
همون بیکینی که بهش
دادمو پوشیده
فکر کنم اونقد واضح هست
که نگم دلیلش چیه ...
نونا ، من نمیخوام
شوگر بازی در بیارم
ولی این واقعا بهت
میاد
مرسی...
تو فقط واسه طراحی
لباس ساخته نباشی،
دنیا یه مدل کلاس جهانی
رو از دست داده
بس کن...!
امروز کجا میریم؟
وایسا
ضد آفتاب زدی؟
اوه وای یادم رفت
وایسا برم تا اتاقم
کرم بزنم میام
وایسا
به جاش برو اتاق
آفتاب کنار خونه
ها؟
خودم میام واست
کرم میزنم
...نه منتظرم باش!!
من خودم انجامش
میدم نمیخواد تو بکنی...
مچ دستشو گرفتم
چون بیکینی پوشیدی
پوستت بیشتر در معرض
آفتابه ، دست خودت به
همش نمیرسه که ضد آفتاب
بزنی روش
با اینکه اولش مخالف
بود ولی خیلی مقاومت
نکرد
وقتی یک مرد جوان هدایت
رابطه رو بر عهده میگیره ، زن
وانمود به شکست میکنه و بی سر و صدا
شروع به پیروی میکند
*نکته آموزشی^_^
من شوگر ددی شدم
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
بالاخره مرخصی
گرفتم
در حالیکه مرخصی سالانه ام
رو برای پنجمین روز تمدید کردم،
فکر یک میلیارد وون از سرم میگذشت
...این درست
نیست
ولی این فقط
یه میلیارد نیست
عکسی که فرستاد
واسم...
خیلی عجیبه...
قشنگ داره رو مغزم
میره...
هر روز یه عکس واسم
میفرسته ، انگار داره دفترچه
خاطرات پر میکنه
هربار ، بیشتر از قبل
بدنشو بیرون انداخته
این درست نبود
این مدلی اصلا نمیتونستم
بهش درست فکر کنم ، همش
وجودم رو سوراخ میکرد
خارشو ، خارشو
خارشوو!!
هی بذار خودم
انجامش بدم
هوو
وایسا سرجات
دستت به پشت کمرت
نمیرسه که
هااا
بدنت خیلی سفته
شل کن...
گازت نمیگیرما
چی میگی؟
من عصبی نیستم
خوبه که
اینو میشنوم
پس از الان به
بعد بهتر انجامش
میدم
چی...؟؟
فشاااررر
تکون نخور
روغن میریزه زمین
نه ، فقط آروم
بمالش روم ، منظورت
از بهتر انجامش میدی
چیه؟
اوهو ، فکر کنم نمیدونی
آفتاب اینجا چقد تیز میزنه!
پس حرف نزن بذار قشنگ
کارمو انجام بدم
روغنی که استفاده میکرد
بسیار با کیفیت بود که
دقیقا مخصوص محیطی
با آفتاب زیاد درست شده
بود
یه ماساژ ملایم برای
از بین بردن خستگی...
روغن مالی رو تموم
کردم ، یه بار دیگه هم
انجامش میدم
با اینکه بدنمو از روی
خجالت تکون میدادم ،
هوشیار بودم، لمسی
که آمیخته به آزار جنسی
نبود...
یکم ممکنه سرد
بشه
پوزخند...
آه
اووه!
این چی بود؟
چرا بدنم یهو
انقد تحریک شد
سرده؟ دوباره
بدنت سفت شد
ماهیچه هاتو
میخوام شل کنم
حتی کوچکترین
لمس هاش هم باعث
میشد همهی سلول های
بدنم واکنش نشون بدن...
مدام سیگنال های
هیجان انگیز به ذهنم
ارسال میشد
لمس هاش...
شیرین بود...
اونقد خوب بود
که دلم میخواد
جاهای حساس تر بدنم
رو هم لمس کنه
البته چون نامزد
دارم ، دلم نمیخواد
کار بدی کنم
این دیگه
زیادیه
عااههه
ها چرا؟
درد داره؟
اون خوشتیپ ، قد بلند
و پولداره...جدای از همه
اینا اخلاق خوبی هم داره...
نه...
این فراتر از چیزیه
که بتونم هندلش کنم!!