فرکانس قسمت ۴ از ۴۱۲۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷
.قسمت چهارم.
هاااا...؟
نه وایس
نگو که...
من اینکارو نمیکنم که
سعی کنی به یادش نیاری...
بلکه اینکارو میکنم
که برا همیشه به یاد
داشته باشی...!
تو طول دوران دبیرستان
یریم...
درسته من شورام
ولی چرا انقدر مجبورم به
کارای سخت میکنن؟؟؟
سانبای!
چرا همه چیزای
سنگینو خودت میاری؟
تو باید به بقیه
دستور بدی که اینارو
برات جا به جا کنن
حالا عیب نداره
بیا من بهت کمک میکنم
ممنونم یریم...
البته فقط به تو
کمک میکنما
اون گفت فقط بخاطر من؟!
امکان نداره...
اون زمان یریم
خیلی بهم اهیمت میداد
ولی وقتی دیرتر
ازش وارد دانشگاه شدم
همه چی تغییر کرد...
هاااا...؟!
برخلاف همیشه شروع کرد
یهو باهام رسمی حرف زدن
اینا مقالات ارائه منن
پس اینجا چیکار میکنن؟؟؟
اه اونها...
و از وقتی وارد دانشگاه شدم
شروع کرد باهام بد رفتار کردن
انقدر بد نوشته شده
که فکرکردم جاش تو آشغالی
خیلی بهتره...
باورم نمیشه
تو کسی باشی که اونو نوشته
این عوضی دیوونه شده؟!
آ..آره مهم نیس
لطفا دفعه بعدی دست نزن
با گذشت زمان
آزار و اذیت هاش بدتر شد
وظیفه تمیزکاری
امروز برا لی جوونه ها؟؟؟
درسته پس اول
اینجا رو تمیزش کن
حواست باشه
که خوب تمیزش کنی
اون حتی بهم زور میگفت
کارایی که وظیفه من نبودن
اینکارو استاد
به تو گفته انجام بدی
من سرم شلوغه
از کمک به من متنفری؟!
ولی تو که جوونی
لعنتی...
هرروز منم
بدتر استرسی میشدم
فقط فکر کردن
به اون خاطرات...
انقدر عصبانیم میکنه
که نمیتونم یلحظه هم وایسم
چرا دارم بهش
کص میدم؟؟؟
ولی دست خودم نیس
حتما خودش نمیدونه...
ولی داره برام
کونشو تکون میده
البته به دلیل فرکانس
این بهترین شانسمه
لی...
لی جوون...
ای دیوونه حرومزاده منحرف...
دارم از الان بهت میگم
که حتما آبروتو میبرم...!
که اینطور...
پس توهنوزم
میخوای جلوم مقابله کنی؟
دیگه هیچ نیرویی
تو دستام نمونده
حرومزاده کثیف...
نمیزارم زنده ازینجا
بری بیرون...!
درمورد چی داشتی فکر میکردی
که کصت هی بیشتر تنگ میشه؟
آفرین باز بهش فکر کن
ممه هاش خیلی سکسین
چیکار میکنی؟؟؟
نکن درد داره حرومزاده
تو هی دائم
بهم میگی حرومزاده
ولی حرومزاده واقعی خودتی
تو داری به یکی
اجازه میدی که خیلی راحت
از پشت بکنت؟؟؟
تو الان چه زری زدی؟
اگه باز اون دهن
کثیفتو باز کنی...
چرا یهو انقدر
عصبانی و ترسناک شد؟!
به هرحال...
من فرکانس خودمو دارم!
چطور جرئت میکنی
با اربابت اینطوری حرف بزنی؟
نههههه!!!
آخیش خوب خفش کردم
فرکانس عجب چیزیه ها
چطوری یه عوضی مثل تو
با اون دهن کثیفش میتونه با اربابش
اینجوری حرف بزنه؟؟؟
من...
معذرت میخوام...!
داره دیوونم میکنه...
کیرش داره دیوونم میکنه
هربار که تلمبه میزنه
ذهنم کامل خالی میشه
این کیر یه
بازندس؟؟؟
پس چرا انقدر بزرگه...
که داره منو
بدجور میگاد
ولی این منظره...
از همه پورنا بهتره
ارزش داره به همشون
درد میکنه...
دیگه داره...
ابم میاد...
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 4 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 5

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فرکانس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت