فرکانس قسمت ۱۴ از ۴۱۲۶ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶
.14.
این چند روزه همش درحال کار بودیم
حوصلم سررفته
کونم درد گرفته
از بس انقدر نشستم
آخیش!
یریم این روزا خیلی ساکتی ها
منظورم اینه قبلا
مغز هممونو میخوردی!
چون سرم شلوغه
و باید تمرکز کنم
حالا تمرکز نکنی
مگه چی میشه؟؟؟
آخه باید سریع تموم کنم
چون دوست دارم برم کارائوکه
عه منم
عاشقشم!
منم خیلی وقته نرفتم...
به هرحال منظورم این بود
که چرا انقدر ساکتی و یجورایی
منو خسته میکنه...
فقط میخوام مثل قبل
باهم حرف بزنیم
صبرکن...! پای
یه مرد میونه؟!
یعنی بخاطر یه مرد
که انقدر تو ساکتی؟؟؟
چیییییی؟؟؟
پس همون باید زودتر میگفتی
که دلت یه جایی گیره
حالا اون کیه؟
نه بابا یلحظه اجازه بده حرف بزنم!
همچین چیزی نیس...فقط سرم شلوغه
همین!
زیاد عجله نکن
باید خودتو براش لوس کنی...!
هاهاها...شوخی میکنم یریم
جانگ یریم
از اون روز
تا الان همینطوری بوده
یریم که یه زمانی
پرحرف بود...
الان ساکت رو صندلیش
نشسته...
مهمتر از همه...کی اینکار تموم میشه؟!
یریم مدام داره روش کار میکنه
و این باعث شده از حجم کار
خیلی کم بشه...
ولی مینا تا کی قصد داره
کارهاشو بده من؟؟؟
عه همتون اینجایید
سلام استاد
روز بخیر خانم
روز همتون بخیر
فکرمیکردم قرار بود
امروز زودتر بیایی استاد...
آره برنامم همین بود
ولی...
آزمایشگاه زمین شناسی گفتن
که یه حسابرسی دارن و از
من خواستن که کمکشون کنم
و منم به همتون
نیاز دارم که کمک
من کنید...
و حتما هم باید
تا امشب تموم بشه
عالی شد...! کارای خودم موندن
اینم اضافه شد...
فرکانس
مترجم: LichKing
مراقب باش
نریزه
بزارش صندلی عقب
باشه
چقدر سنگین بود...
همشو داد به من که
بله دخترا که به خودشون
زحمت کمک کردن هم نمیدن
هی بچه ها!
باید راه بیفتیم
سریعتر عجله کنید!
چشم!
اه لعنت به این وضع...!
قصد داشتم با دخترم
برم مسافرت...
من نمیخوام کنار
حرومزاده ای مثل تو بشینم
چطوره با اتوبوس بیایی؟!
به تخمم که کنارم نمیشینی:)
اون دوتا...
مینا دیگه بسه
و بیا بشین!!!
باشه...
اه...
حالم ازت بهم میخوره!
ارشد بزودی پیاده میشیم
پس لطفا انقدر وول نخور
این تحریک کنندس!
یه چیزی داره زیرم
بزرگ میشه...!
خب دیگه راه بیفتیم
ارشد مینا و جاوئون...
بخاطر این جعبه ها
نمیتونم خوب ببینمشون
اتفاقی که نمیفته؟!
داره واکنش نشون میده...
ازونجایی که
روی پای منه
این حرومزاده چرا
شق کرده؟؟؟
غلط میکنه تو این
موقعیت راست کنه
چیزی شده مینا؟!
نه اونی چیزی نیس
نمیتونم بزارم ببینن
که اینجا چخبره...
مجبورم که
تحمل کنم
هاااا...!
پس چرا دیگه
تکون نمیخوره؟!
هرجور راحتی!
جاوئون میکشمت!
حتی اگه یه عوضی هم باشی...
شک دارم که بخوای
جلوی استاد جیغ بزنی
مگه نه؟!
نمیدونم چرا ولی هوس کردم که بکنمش
بنظر میرسه خیلی راحت نیستی
درست میگم ارشد؟
ممکنه استاد صداتو بشنوه
میدونی که؟
تو...
بعدا به حساب توهم میرسم!
چشماش که ترسناکه...
ولی خب بزار ببینم
تاکجا میتونه مقاوت کنه!
مینطوری تلاش کن...
تا وقتی که انتقاممو ازت بگیرم!
بهت قول میدم ازش
لذت میبری...!
من و یریم میریم آزمایشگاه
شما بچه ها هم برید هتل
و چمدون هارو باز کنید
از غروب به بعد
کلی کار داریما
چسم استاد
ما اینجا نیومدیم برا
مسخره بازی...
پس فعلا
استراحت کنید
خب حالا...
چطور از این زن
گستاخ مراقبت کنم؟!
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 14 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 15

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فرکانس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت