در ساختمان شهوت قسمت ۴۲ از ۵۰۶ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶
قسمت 42
وقتی عکسو گرفتیم
داشتم حسمُ
بهت اعتراف
میکردم
چیکار
میکنی
یوجون؟
من یه دوستم
یه کسی که فقط
باهاش نوشیدنی بخوری
جدی؟
میشه الان
همدیگه رو
ببینیم؟
داری میری؟
در ساختمان
شهوت
داری میری!؟
ببخشید
نمیتونم
نه بابا
من بودم که
یهویی بهت
زنگ زدم
مشکلی نیست
فقط الان یه موضوع
خیلی مهمه که باید
بهش رسیدگی کنم
باشه، وقتی
برگشتی سر ساختمون
همدیگه رو میبینیم
باشه
میبینمت
چی گفتی؟
این چه حرفی
بود زدی؟
جدی گفتم
من دوست دارم
این چجور
شوخی مسخره‌ایه!؟
بنظرت دارم
شوخی میکنم؟
قلبم داره منفجر میشه
منظورت اینه به عنوان
یه دوست، دوسم داری؟
بنظرت منظورم
این بود احمق؟
نکنه داری
تستم میکنی؟
نه
وایسا ببینم
نمیشه دوستت داشته باشم؟
چرا اینقدر سوال پیچم میکنی؟
اوه
فقط خیلی یهویی شد
از کی عاشقم شدی؟
نمیدونم
فکر کنم سال اول
چون توی کمپ خیلی هوامُ
داشتی، بهت علاقه‌مند شدم!
اینهمه وقته
که عاشقمی؟
آره، خب که چی؟
جرمه؟
ولی چرا...؟
چرا هیچی نگفتی؟
اصلن برات مهم نبود
با زنای دیگه رابطه داشتم!؟
کلی فرصت بود که
همه به دلایلی از دست رفت
فکر میکردم سرنوشته که
با هم نباشیم
پس‌الان چی شد
اعتراف کردی؟ فکر کردی
الان فرصت خوبیه؟
شاید آره
شایدم نه
بعد از اینکه حرفامون
تموم شد، توی راه
برگشت به خونه...
هرچقدر به
ایستگاه اتوبوس
نزدیکتر میشدیم
آروم تر راه میرفتیم
انگار منتظر بودیم
یه اتفاقی بیفته
پس...
خیلی خسته بنظر میای
انگار همینکه برسی خونه
میپری رو تخت
سعی کردم یکم
اوضاع رو به دست بگیرم
اونقدرام خسته نیستم
راستش، فکر میکردم
بیشتر میمونیم و مشروب میخوریم
من میتونم ولی میترسم
برات سخت بشه بری خونه
من مشکلی
ندارم
پس بریم
یه جای دیگه
مشروب بزنیم؟
باشه
بعدش از عمد
خیلی صمیمی
با هم حرف زدیم
و خوش گذروندیم
راجبه هر چیز
ساده و مزخرفی
حرف زدیم
سال اول خیلی
خوش میگذشت، نه!؟
آره
آرومتر بخور
بعدش دوباره برگشتیم
به تنظیمات کارخونه
اون یه جمله میگفت
و منم جوابشُ میدادم
و برعکس
مست شدم
اوه خدا
حیف شد
دیگه رسماً
مست شدیم
آره
از جیوو یاد گرفتم
اگه بین یه زن و مرد
یکی شروع کننده نباشه...
هیچ اتفاقی بینشون نمیفته
شانس آوردم دخترایی که سر راهم
بودن همشون خودشون شروع میکردن
باید جواب اعترافی
که هم کرد رو بهش بدم
باید قبولش کنم
یا ردش کنم
وقتی ۲۰
ساله بودم
با دوستام یه اتاق توی
هتل کرایه کردیم و تا صبح
مشروب خوردیم
نمیدونم چرا
ولی...
آره، اینجوری
بیشتر حال میده
دقیقاً ، تو هتل
همه رد میدن
درسته
چون میگی ففط
یه شبه
یه شب هزار
شب نمیشه
آره، خیلی
هم حال میده
آره
فقط داشتیم با
کلمات بازی میکردیم
اگه اینجوریه چطوره
یه اتاق کرایه کنیم!
بالاخره من
گفتم
آره، موافقم
چرا اونجا
آینه گذاشتن؟
شاید مردم از دیدن
خودشون هیجان‌زده
میشن!؟
جدی؟ با
همین حشری
شدی؟
خب، از تجربه
میگم
لازم نبود جواب بدی
چون فکر کردن
با هم هستیم این
اتاقُ بهمون دادن
مگه نه؟
چرا جواب نمیدی؟
سرت درد میکنه؟
بذار یکم
فکر کنم
به چی زل زدی؟
کدوم آدمی به لباس
زیر دوستش نگاه میکنه؟
خب مگه چیه؟
پس بذار منم
ببینم
چی!؟
لباس زیرتُ
میگم
گفتی چی میشه
مگه؟ پس بذار منم
مال تو رو ببینم
هاهاهاها
باشه، خودت خواستی
هووم!
بفرما، حالشُ ببر
دیدی؟ من
کم‌نمیارم
از عمد نبود
لعنتی!
بخاطر مستی
اینجوری شد
چیکار میکنی؟
ترسوندیم
حرومزاده
اگه میخواستی چیزتُ
نشونم بدی باید قبلش
بهم میگفتی
اصلن آماده نبودم
بیخشید، عمدی نبود
تا حالا کیر ندیده بودی؟
تو هم در بیار
فاک، چرا
باید اینکارو بکنم؟
ادامه
دارد...
پایان

قسمت 42 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 43

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی در ساختمان شهوت
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت