درس دادن به خانم معلم میلف قسمت ۷ از ۴۵۳۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷
قسمت 07
همش گیر میده
آخه حتما باید تو لحظه
حساس سروکلش پیدا میشد؟
شیطونه میگفت
بخاطر 200 گرم
بخوابونم زیر گوشش
هی حواستو جمع کن
ای وای ببخشید!
کوری مگه؟
عه!
سنسی؟!
درس دادن
به خانم معلم میلف
معلم شما کجا
اینجا کجا
وایسا ببینم!
خیلی قیافش واسم آشناس
تائه جون!
تائه جونی دیگ آره؟
خیلی وقته میگذره
چقدر بزرگ شدی
آره فقط..
نگفتی اینجا چیکار میکنی؟
دنبال سوبین میگشتم
سوبین؟! با سوبین
چیکار داری؟
میخوام ببینمش
سوبین همین تازگی
فارغ التحصیل شده
نکنه اومدی باز براش
دردسر درست کنی؟
براهمین اومدم
که عذرخواهی کنم
اونم وقتی که
به یه جایی رسیده؟
هی کیم!
عه سوبین!
بسه دیگ
سوبین..!
بریم حرف بزنیم؟
هاااا؟! باشه بریم
احمق!
تا همین یکی دوسال پیش
شاگردم بود
الان خیلی فرق کرده
بزرگ و آقا تر شده
مثل این سلبریتی ها
خوشتیپ شده
خب..
چرا اینجایی؟
اول خواستم بگم که
کلاس آنلاین هات بین شاگرد هام خیلی محبوبه
خیلی خیلی زیاد
واقعا؟؟ پس بالاخره
نمراتشون تو اون مدرسه
مزخرف بالا میره
و..
میخواستم عذرخواهی کنم
بابت اون اتفاق اخراجت
بیخیال دیگه گذشته
ولی...
یعنی هنوزم متاسفی؟
آره
خب..
چطوره برای جبران
باهام یه قرار بزاری؟
قرار؟!
قرار واسه چی؟؟
اجباری نیست
ولی حیف که من اخراج شدم...
میگیری که چی میگم؟
باشه
قبول میکنم
آه بیا، آه بیا
فکرنمیکردم انقدر
زود بیاد ببینم
خوشحالم که
معروف شدم
پس امشب ساعت 7
جلوی ایستگاه منتظرتم
باشه، هاهاها
هی خانومی
شماره بدم پاره کنی؟
ای خاک تو سرت
اینجوری دیگه مخ نمیزنن
گمشید اونور
ععع!!
هی چته روانی
مشکل دارید؟!
سوبین..!
به موقع اومدی
دیگه کم کم داشتم میترسیدم
چون..
یکم لباس هات بازه
اینجوری نگو
میدونی چقدر فکرکردم
امشب چی بپوشم
عه!
ازونجایی که یه قراره
بیا کارایی که تو قرار انجام میشه رو انجام بدیم
بسلامتی!
بسلامتی قرارمون!
نمیدونستم همچین باری اینجاست
پاتوق جووناس
خب منم هنوز جوونم
البته! منم چیزی نگفتم
خب داشتی میگفتی
چون عذاب وجدان داشتی
اومدی دیدنم؟
یا دلت برام تنگ شده بود؟
عه چیکار میکنی؟؟
عجب سوالایی میپرسه!
جفتشون باهم
یعنی..
خب وقتی فیلم هاتو دیدم
بیشتر احساس گناه کردم
چون اگه بخاطر من نبد
تو الان خیلی باید
معروف تر میبودی
اوه!
ای وای!
عه چیشد؟!
نباید همشو یکجا میرفتی بالا
کی فکرشو میکرد
انقدر معروف بشی
اگه قرارمون رو
اینجوری تموم کنیم
معلوم نیست دوباره کی همو میبینیم
همینشم سال ها طول کشید
هیچ میدونی از این همه درس
چرا معلم ریاضی شدم؟
بخاطر تو
با خودم فکرمیکردم
اگه تو ریاضی عالی بشم
یه روزی ازم خوشت میاد
سوبین...
من الان دیگه شاگردت نیستم
میخوای شب رو باهام
تو هتل بگذرونی؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 7 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 8

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی درس دادن به خانم معلم میلف
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت