درس دادن به خانم معلم میلف قسمت ۲۳ از ۴۵۶۵ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵
قسمت 23
اوومد!
داره میاد
عاااااااحح
فیشش*
هاهه
هاهه
هاهه
الان دیگه مطمئن شدم..
بدون سوبین
نمیتونم زندگی کنم
هوفف
عه سوبین!
دوش گرفتی؟
آره
به چی نگاه میکردی؟
به دریا
عاشق نمای دریا
تو شبم
بخاطر موج های
درخشانش؟
هاااا؟!
از کجا
فهمیدی؟
بیا ماهم بریم
آتیش بازی
عه وایس!
گفتم از
کجا فهمیدی؟
سوبین..
این همه
رفتی خریدی؟
عیب نداره
شب درازه
وای چه
خوشگله
آخرین آتیش
بازی تو عمرم
برمیگرده به بچگیم
چرا دفعه
قبلم بوده
یادت نمیاد؟
هاااا؟!
کدوم دفعه؟
هی سوبین!
پس
چیکار
میکنی؟
بیا دیگ
زودباش!
نه من همینجا
عکس میگیرم
شبیه زوج ها
بنظر میرسیم
پس نمیای ها؟
بگیر که
این اومد
عه دیوونه!
نترس
چیزیش
نمیشه
پسر عجب واکنشی!
بعدا به
حسابت میرسم
عه!
بیا سرما نخوری
سوبین؟!
اتفاقا داشت سرد میشئد
میخواستم برگردم
ولی الان بیشتر
میتونم بمونم
عاشق دریا
تو شبی؟
آره
بخاطر موج های
درخشانی که داره
سکسکه*
خانوم لی..
مشروب
زیاد خوردی؟
به بقیه
چیزی نگو
مگه..
چقدر خوردی؟
اگه اشتباه نکنم
یه ده بطری!!
چییی؟؟؟
ده بطری؟!
نه بابا شوخی کردم
یه شام اداری بود
ولی زیاده روی نکردم
خب اگه میخوای..
تا برم برای..
خماریت..
نوشیدنی بخرم
راستش منم
دریا تو شب رو
دوست دارم
بخاطر تو
آها
پس اون دفعه
الان یادت اومد؟
آره یچیزایی
قول بده از این به بعد
بجز من با هیچ مرد
دیگه ای مشروب نخوری
عه واسه چی؟
چون نگرانتم
زود مست میشی
ولی به الکل هم
نمیتونی نه بگی
خب خودت
داری میگی
نمیتونم نه بگم
دست خودم نیست
آخ قلبم..!
باشه بهت
قول میدم
بخاطر آقایی:)
بوسیدن*
هاهه
هاهه
بوسیدن*
بوسیدن*
هاههه
بوسیدن*
هوفف
تو بیشتر از الکل
خطرناک تری
ولی منم
دست خودم نیست
بهت معتاد شدم
عااییی!
اههه سوبین!
شلپ!
عااحح
عااحح
عااحح
هربار که
سکس داریم..
مثل یه تجربه
جدید میمونه
هرسری میخوام بیشتر
درونم حسش کنم
اههه سوبین!
یواش تر
میدونی که
نمیتونم جلوی
خودمو بگیرم..
وقتی صورتتو
اونجوری میکنی
عاااااااحح
عااحح
تا ته کردیش توم
خیلی نامردی!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 23 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 24

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی درس دادن به خانم معلم میلف
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت