#37
سرت به کار خودت باشه
این بین بزرگتراست.
من دیگه بچه
نیستم
منم مرد ام!
🐺دختری که قبلا...🐺
این کار درسته؟
اون مثل خواهرمه...
ولی دستام...
انگار خیلی
زود خوابش برده
نمیدونم چند بار
تا این مرحله پیش رفتم
وای نه...با اینکه باهاش
حرف زدم بازم اومده.
شاید به خاطر الکله
ولی الان خیلی تحریک
شدم...
خیلی سخته جلوی
خودمو بگیرم
داره کصمو لمس
میکنه
وای نه...میخواستم
بمونم ولی داره سخت تر
میشه.
ولی نمیدونم اگه
جلوشو نگیرم تا کجا
پیش میره
فکر کنم خیس شده
دیگه واسم مهم
نیست!
وایساد؟
میخواد تمومش کنه؟
داره لباسشو
در میاره؟
وای نه...
این...
ملانی بهم بگو
بیداری
خیلی داغه
بدنم خیلی داغ
شده...
اینطور نیست که از
سم خوشم نیاد، راستش
من...
عاحح...
باید بذارم قلب و
بدنمو باهم داشته باشه؟
ولی...
چرا اون روز
انقدر دیر کرد؟
هنوز نمیتونم بهش
اعتماد کنم
بسه
ملانی من...
ببخشید دوباره
اینکارو کردم
تقصیر منم هست...
پس...
ها؟
ملانی
فقط همین یک بار
اینکارو میکنم
خوب فکر کن ملانی،
هروقت فکراتو کردی
بهم پیام بده.
هنوز جواب نداده
حتما منو جدی نگرفته،
باید بهش نشون بدم چیکار
میتونم بکنم
اوف...
آه...
آه...
ملانی...هااه...
چکار کنم حالت خوب بشه؟
دیگه چکار میخواد بکنه؟
همینجوری هم داره آبم میاد
هیچوقت در این حد
باهاش پیش نرفتم
اگه دست من بود
همین الان دخول میکردم...
ولی...
ملانی فکر
کنم من...!
بزرگتر از قبل
شده
آهه!
میرم دستمو بشورم
الان چه اتفاقی
افتاد؟
ملانی الان
جدی هستی؟
یا...