#2
دختری که قبلا...
🐺Geralt🐺
خیلی باید لاشی
باشم که اینکارو کنم
ملانی اینجا بخوابی
سرما میخوری
بیدار شو
خدایا، چقد خوابش عمیقه
باید بری تو
اتاقت بخوابی
هاا؟
نه!
هاا!
فکر کنم باید
بذارمش رو کولم
میخوام بدونم...
اگه به شوهرش نگم
کجاست چی میشه؟
این قبل ازدواجش
بود
ملانی که خیلی وقت بود
ازش خبر نداشتیم یهو با شوهرش
اومد پیش ما.
من رفتم خونه بخت دوستان!
باید برم لباس عروس
بگیرم
حسودی میکنم
بهت
تو به زودی زن
رییس میشی ملانی
تری خیلی دیر
کرده
حتی به تماسام جواب
نمیداد
فکر نمیکنم امروز بتونم
بیام، سر کار یک اتفاقی افتاده،
چطور تنها بری دور بزنی؟ واقعا عذر میخوام
توی همچین روزی
بازم به فکر کاره؟!
اگه کلا جواب نده
چی؟
خودم باید برم سرکارش
ییینم قضیه چیه.
خب جلسه امروز
رو شروع کنیم.
عالی بودید جناب.
خداحافظ
همگی.
شما هم باید برید
خونه خانوم لیم.
مدیر
خب جناب...
چرا تا فردا صبر
نمیکنی حرفتو بهم بزنی؟
حتما از جلسه خسته
شدین، چرا نمیذارین یکم
ماساژتون بدم؟
خب فکر نمیکنم
ضروری باشه.
شما به زودی ازدواج
میکنید، باید حواستون به
خودتون باشه.
ولی آقا...
میشه ازدواج
نکنید؟
خانوم لیم...
نمیخوام چیزی
بینمون عوض شه...
دیگه نمیتونیم ادامه
بدیم...
پس فکر کنم
این آخرین باره.
بذار واسه آخرین
بار پیشت بمونم.
آه...
هااه...
فکر نکنم...
من هرگز نمیتونم
تو رو ترک کنم خانوم لیم.
عاح!
برگرد.
بله آقا
عااح
بشین همینجا
باشه آقا
عاااح
عاااح
همیشه وقتی خشن
میشی رو دوست دارم
این چه صداییه؟
تری!