قسمت 33
عه
این...
این چیه؟
ها؟
میتونم
ادامه بدم؟
نذار حرفمُ
دوباره تکرار کنم
باشه
وایسا
خودم درش میارم
ها...؟
خودم
میکنم
باشه
شورتتم
درمیاری؟
لازمه همه
چی رو بکنم!؟
اگه لازم نیست
همینجوری ادامه بده
خیلی خجالت میکشم
آره، باید
همه چی رو
در بیاری
منم همینکارو
میکنم
وااایی!!!
حالا من
لخت مادرزادم
منم به اندازهی
تو خجالت میکشم
وقتی داشتم
میومدم اینجا
تصمیممُ گرفته
بودم
باشه
پس...
امیدوارم
بهمون خوش
بگذره
تو بدن خیلی
زیبایی داری
گاین
میشه لال
مونی بگیری!؟
الان دوست
دارم همه جاتُ
دستمالی کنم
ووای!
وایسا
نوک
سینهم...
شق شده
حس
عجیبی
دارم
صبر کن!
داری شورتمُ
درمیاری!؟
گفتم صبر کن
تمومش کن!
هنوز
آماده نیستم!
چرا اینقدر
مضطربی؟
نگران نباش
من حواسم
بهت هست
نیازی نیست
اینقدر نگران باشی
آاااه!
هاا!
هااا!
بفرما
فکر کنم
دیگه آمادهای
پس...
درد که
نمیگیره، نه؟
چیزت از
انگشتات
خیلی بزرگتره!
کصت خیسه
پس نباید اونقدرا
دردت بگیره!
ولی اگه
درد داشتی
بهم بگو
قول میدم
تمام تلاشمُ بکنم
که حس خوبی
داشته باشی
چی شد!؟
من چم شده!
بکنم
توت!؟
آره
اوه خدا
کیر یه مرد
رفت ...
توی کصم!
خیلی بزرگه!
حالت
خوبه دیگه؟
عجب جملهای گفتی
آره، خیلی
بزرگه ولی
دردم نگرفت
پس حالا
تلمبه میزنم
هاااه!
آه!
این واقعیه!؟
باورم نمیشه
اینقدر خوب باشه!
آه!
هااه!
عادیه اینقدر
حال بده؟
هاا
راستش، حتی
فکر به سکس کردن
با یه مرد دیگه
حالمُ بد میکنه!
ها؟
آاه!
خوبی؟
خیلی خوشحالم
که اولین تجربهم
با اوپاست!