قسمت 26
زن!؟
منظورش
هایسوله؟
گفتی خوابگاهی
آره؟
پس...
میتونم بیام
پیشت!؟
الان!؟
میخوای الان
بیای اینجا؟
نه، نمیخواد
چی!؟
ولی تو داشتی
گریه میکردی!؟
یه کوچولو
گریه کردم،الان
حالم خوبه
خجالت میکشم
جلوی تو گریه کردم
مرسی که به
حرفام گوش دادی
میخوام بخوابم
بعداً بهت
زنگ میزنم
میخوای اینجوری
قطع کنی!؟
هی، هی هی!
کارم
اشتباه
بود
ببخشید
نگرانت کردم
ولی لیوون نونا
خیلی مهربونه
گریه میکنی؟
با مزه هم
هست ولی...
اذیتم نکنین
ولی...
هایسول...
بیا دوستای
صمیمی باشیم
فکر میکردم
شب خوبی
داشتیم
کجا
اشتباه کردم؟
نمیدونم
خیلی پیچیده شده
چرا اینقدر
سخته!؟
کسی که
دوستش دارم
باید بهم
میگفت...
تنهام
بیا پیشم
چی شده!؟
نونا!؟
لعنتی...
کیه این وقت
شب سر و صدا میکنه؟
یکی میبینتت!
بیا داخل
هاا...
ترسوندیم
اگه یکی
میدیدت
میخواستی
چیکار کنی ؟
خیلی سر
و صدا کردی
کیهیون
تو کی هستی
که بخواد سرزنشم
کنه!؟
میدونی چقدر
ترسیدم
یهویی بهم
زنگ زدی و
داشتی گریه میکردی
چیزای عجیب و
غریب میگفتی
بعدش گوشی رو
روی من قطع کردی
اگه تو جای من
بودی چیکار میکردی؟
ها؟
میفهمی چه
حسی پیدا کردم؟
اگه نمیخوای بگی
چی شده مشکلی
نیست
من فقط میخواستم
پیشت باشم
ها!؟
مرسی
راستش، دلم
میخواست یکی
الان پیشم باشه
واقعاً
ممنونم
هممم
بهتر شدی؟
آره
مرسی
همیشه لیوون
نونا و هایسول
با همن
پس یکم
پیچیدهست
پس مشکل
یه دختره، نه؟
ها؟ آره
چی؟
پس یعنی
هایسوله
حیف که
نمیخوای با
من راجبش
حرف بزنی ولی...
من بازم
کنارت میمونم
اون دخترو
با یه دختر
دیگه فراموش کن
چطوره!؟
نه، دیگه نه
میدونی که
همچین شانسی
دو بار در خونهتُ
نمیزنه
بازم همون
لیوون همیشگی
چی
میگی؟
خیلی خوبه که
میبینم هنوز همون
لیوونی
واقعاً میگم
هممم
به جای اینکه
ممههاتُ بندازی
بیرون وقتی رسیدی
بغلم کردی
بیا همدیگه رو
بغل کنیم و بخوابیم
اگه اینُ
میخوای باشه
ها...
نباید
میومدم اینجا
احمق
آه...
نمیدونم
خیلی سخته
نمیدونم
لیوون، دخترهی جنده
چرا دویدی
رفتی پیشش؟
اینقدر
دوستش داری؟
اونقدر که
این وقت شب
بدو بدو میری
پیشش!
یادت رفته
بهت گفت به
تو علاقهای نداره؟
کی رو
دوست دارم
خیلی پیچیدهست