قسمت 15
همش با هایسول
دل میدادی و
قلوه میگرفتی
ببخشید
حالا
نوبت منه
چی
هیجان زده شدی؟
من همه
چی رو دیدم
آه! تو..!
چی میگی!؟
بهت که
گفته بودم!
وقتی اونارو
باهم دیدم متوجه
شدم
بهشون حسودیم میشه
چی؟
میخوام فقط منُ ببینی
نه هایسولُ
اون اصلاً به
من اهمیت نمیده
ولی حسودیم
میشه...حالا
چیکار کنم؟
هیچوقت همچین
حسی نداشتم
چرا؟ مگه
شاهزاده یا
اسب سفیده!؟
نه...
نمیدونم،
سردرد گرفتم
هیچوقت از مغزش
استفاده نکرده ☺
باید با روش
خودم پیش برم
توی چی خوبم!
سکس توی
فضای باز!!!
چی!؟!؟!؟
نه، نمیتونم
اینجا پر از آدمه
ما هم کارمندیم
اگه گیر بیفتیم
اخراج میشیم
احمق...برای
همین بهتره
چی؟
چرا؟
توی این محوطه
کسی ما رو نمیشناسه
ما هم که رو لباسمون
ننوشته کارمند شهربازی
پس اگه اینجا
گیر بیفتیم میتونیم
بگیم ما هم مشتری هستیم
میتونیم بگیم
زن و شوهریم
دستتُ بده
به من کیهیون
کونــ...
کونمو بگیر
هااه
آه
هااه
دستات چه بزرگن
کل کونمو گرفتن
آره
فقط لمس
کردن کونت
کافیه...
تا شق کنم
چون من بلدم...
بعدش قراره
چیکار کنم
خیلی
منتظرش
بودم
آاع
چی!؟ چرا
یهویی...
آه
دردم گرفت
هاااع
رفت لا چاکم
دردم گرفت
درد داری؟
آاه
هااه
ولی صدات شبیه
یه جندهی منحرفه
که عاشق این چیزاست
بدنیست
ولی...
آه!!!
دیگه کافیه
خیلی خوبه
هااع
حالا وقتشه...
هاهاها
شورتمُ
دربیارم
دیگه بازی درنیار
این بار
درست و حسابی
منُ بگا
نه، یعنی...
خب...
چیه؟
چی شده؟
لیوون، تو واقعاً...
خیلی..
شیطونی!
با این
ممههای گنده...
کل روز
میچسبی به من
منم یه منحرفم
پس عاشق این
چیزام
بخاطر تو
هربار باهات روبرو میشم
کیهیون!
فقط چیزای
سکسی میاد
توی ذهنم
حالا؟
پس مجبورم
تحمل کنم
این روزا...
همش این
اتفاق برام میفته
هااا
یعنی کل روز
داشتی به این
فکر میکردی!؟
چرا به زور
تحمل میکنی؟
نمیفهمم
این آبجیت...
همیشه لنگاشُ
واسه تو میده هوا
این بدترش کرد
هاهاها
هاهاها
هه هه هه
آاه♥
هاااع♥
عالیه...
کیهیون!!!
هاااه♥