الفی که دوست داره
تحقیر بشه
کار میکنه
سنگارو ببرین
به نظر همه چی
اوکیه
وقتشه بریم
دیدن شما برای من
افتخار بود
همچنین پروفسور
لورن
میبینمت
ها؟
ارباب من..
مرسی
بخاطر تو رویای منو
پدرم به حقیقت پیوست
معذرت میخام
که زدمت
اگه چیزی میخای
بهم بگو
ارباب
اوه اره
مثل همون موقعست
که دزدارو دستگیر
کرده بود
کمکش از روی
مهربونی نبود
دلش یه چیز
دیگه میخاد
هرچی
ها؟
من...!
تئولاردو دوست
دارم
هرچی بهم
بدی
من اربابپ
میخام برا
فردا
هر روزی
که بهم توجه کنی
مثل اشلی...
گفتی هرچی
حرفمو پس
میگیرم
هرچی
گفتی هرچی
بخام خب
باشه
اگه این چیزیه
که میخای
این عالیه
میخام ببینم
چیکار میکنه
از فردا صبح
باشه
الفی که دوست داره تحقیر بشه
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺Geralt🐺
انسانا خیلی
جالبن
من خاطراتتو پاک
کردم باز یادت اومد
هرچند از خواب
بیدار شی باز یادت
میره
گلای زرد اون
روز بودن
تاجی که باهاشون
برام ساختی...
ولی این با اونی
که تو واقعیت بود
فرق داره
این گل همیشه
بهاره
نماد شادی که در
انتظارمونه
این یه
خوابه
یا واقعا داره
اتفاق میفته؟
صبح بخیر
ارباب
چی
صبح بخیر
یه گونه کمیاب
اون یه جونوره
نمیدونم من بردم
یا اون بردست
کیر توش
چرا اینطوریه
چیزی شده؟
چی بگم
هی خدا
محو زیباییت
شدم
حس احمقی
دارم
با اینکه میدونم داره
بازیگری میکنن
بزار اول لباسمو
عوض کنم
باید صبونه
بخوریم
بشقاب نیاوردم
باشه
نمیخاستی مثل
اشلی بهت توجه
کنم؟
من به اشلی
غذای سگ نمیدم
چیزی که میگه
مشخصه
بعد غذا میریم جایی
صحبت کنیم
چیزایی هست که
میبینی
عه؟
بله
نمیدونم میتونم اونقد
پیش برم یا نه ولی
سعیمو میکنم
چرا همش اسم
اشلیو میاره؟
البته خودم شروع
کردم
ارباب لطفا اینقد
اسم بانو اشلی
رو نیارین
ها؟
ولی خب خودت
بودی که گفتی...
نه
ادامه دارد...
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺Geralt🐺