یلحظه فکر کردم
این دنیا نیستم...
آره من حالم خوبه
ولی تو چی؟!
حدس میزنم هنوز
درمانت کامل نشده...
این آخرین باره ها
انقدرم بهونه درمان رو نیار
اون خیلی
بامزس...
باشه قبوله
دارم میکنمش تو
نه وایسا...
یا خالق کص!
بیا ایندفعه از
پشت انجامش بده...
میدونستی
که خیلی سکسی
وقتی از پشت میکنه
حسش خیلی عمیق تره...
چون ابمم هنوز
داخلشه خیلی لغزنده شده
نه دیگه نمیتونم...
باز...ابم داره میاد...
وای حواسم نبود
اینسری ریختم رو بدنش...
این بهترین کیریه
که تو عمرم تجربش کردم
خب حالا چی؟
دیگه حالت خوبه؟
درد و اینا که نداری؟
نه من خوبم
ممنون
راستی من باید برم
آزمون استخدامی شرکت کنم...
باشه برو
هر وقت مشکلی داشتی
حتما بیا پیش خودم
یک روز بعد.....
کلاس پلاتینیوم
نتایج آزمون استخدامی
کلاس پلاتینیوم؟؟؟
فکر کردم قراره برم کلاس الماس...
شاید به این دلیله
که دیروز باز ریدم سر جلسه
ببخشید...!
چطوری؟
میبینم که نشستی اینجا
آره توهم کلاس
پلاتینیوم هستی؟؟؟
آره...
هاهاها چه تصادفی
اشکال نداره اینجا بشینم؟
نه البته بشین
باور کن این سرنوشته
که باز همو اینطوری ببینیم
راستی الان یادم اومد
من هنوز اسمتو نمیدونم که
اسم خودم پارک آهیون
تو چطور اوپا؟؟؟
اوپا؟؟؟!!!
عه منم
چوی نامهیوک
تو خیلی خوبی
باید حتما دوستای زیادی
مخصوصا پسر داشته باشه؟
چی نه بابا
هرگز با پسرا معاشرت نمیکنم
یعنی چی؟!
یعنی میگی حتی با یه
مرد هم قرار نمیزاری؟؟؟
خوب تو یه استثنایی
که نون شکلاتیش رو
با من نصف کرد...
خب دیگه بسه
حرف زدناتون رو بزارید بعد
و کتابتون رو باز کنید...
بله چشم...!
ما باید حسابی
درس بخونیم
آره آره
حتما...
اون خیلی نازه...
معلمه قیافش
آشنا میزنه...
نمیدونم چرا یدفعه ای
هوس مرغ کردم...
چرا دارم توهم میزنم
اون شبیه ممه یه زن نیس؟؟؟
آره درسته
اون نموداره شبیه
جفت ممه های یه زنه...
سایزش چه بزرگه ها...
میتونی همه ابتو بریزی داخلم
نه صبر کن...
دارم به چیا فکر میکنم؟!
اه نهههه
از وقتی اومدم اینجا
چیزی نیس که تجربه نکرده باشم
دهنم داره سرویس میشه...
اسمش آهیون بود دیگه؟
بهش نمیخورد انقدر متمرکز باشه
آره اگه اهیون میتونه
پس منم میتونم...
چیزی میخوری نامهیوک؟
نه ببخشید اوپا...
همش یادم میره
که ازم بزرگتری
2 سال ازم بزرگی دیگه آره؟!
آ..آره...
پس راحت باش باهام
راحتم...
تصمیم دارم امروز
تا آخر شب همینجا
بشینم مطالعه کردن...
جدی؟
خیلی عالی و تاثیر گذاره...
خب آره امسال
باید هرجور شده دانشگاه
قبول شم...
درسته ولی دوست داشتم
یچیزی باهم بخوری
چطوری دلت میاد هوس شام نکنی؟!
ولی شام
اونقدرام مهم نیستا
یعنی فعلا من نمیتونم...
تو حتما دیوونه...!
خب باشه
هرجور راحتی
بعدا میبینمت
باشه فعلا
از شام لذت ببری...
آخیش...
باید به درس خوندنم
ادامه بدم...
عه تویی؟!
سلام
امممم همه چیز
خوبه؟
تو که نیومدی
اینو بپرسی ها؟؟؟
نه خب اونموقع احساس بدی داشتم
که همینطوری ولت کردم و رفتم
برا همین اومدم عذرخواهی کنم
نه بابا
خیلی به خودت زحمت دادی
باشه الان میام
بزار یه کلاس لامپش روشنه
بررسی کنم بعدش میام
هی باید سریع
قایم شیم...
براچی؟!
مشکلش چیه؟؟؟
اون یونبیهله...
نباید مارو باهم ببینه
یونبیهل؟!
فقط بگو داری مطالعه میکنی
چرا دیگه انقدر بزرگش میکنی
تو نمیفهمی
میدونی اون چقدر سختگیره؟؟؟
وقتی یه زن و مرد تو یه کلاس تنهان
مشکوک میشه پس منم اینجا
قایم میشم...
نه نرو اونجا
بیا بیرون...
اهای تو اینجا چیکار میکنی؟
وقت کلاس دیگه تمومه
داری تنهایی چیکار میکنی؟
امممم خب من نتونستم
تو کلاس تمرکز کنم برا همین
میخوام الان کمی مطالعه کنم
لعنتی چرا داره
هی نزدیکتر میاد؟!
الان حتما میخواد
سرم داد بزنه که چرا اینجام
چیزی شده؟
نه بابا چیزی نشده
فقط خواستم بگم آفرین
چیشد الان؟!
مگه نباید الان سرم
فریاد میکشید؟؟؟
اسمت چوی نامهیوکه؟
آفرین بهت تبریک میگم
آزمون های استخدامی آکادمی
خیلی سختن ولی تو تونستی قبول شی
نمرتو من دادم...
مرسی متشکرم...
الان که اومده نزدیک
زیباتر از چیزیه که فکرشو
میکردم...
ولی باورم نمیشه
که زبان فارسیت نمره کمی گرفتی
اون خوب قایم شده
دیگه ها؟؟؟
مو!!!
ولی عیبی نداره
میتونی دوباره نمره خوبی
از فارسیت بگیری...
هاهاها
درسته چشم حتما
تلاشمو میکنم
چرا کیرشو میماله صورتم؟!
انقدر چسبیده بهم
که نمیتونم تکون بخورم
بزور دارم
نفس میکشم...
دارم دیوونه میشم
اینطوری نمیشه...
د آخه چرا اینطوری نفس میکشه؟؟؟
چرا کیرش هی داره
بزرگتر میشه...
این اندازه خیلی
بزرگ نیس دیگه؟؟؟
به هرحال خیلی خوبه
که مطالعه میکنی ولی نمیتونی
بزاریش برا تایم کلاس؟
باشه حتما
از سری بعد...
هوف
خداروشکر گرفتار نشدم...
تو دیگه داری
چه غلطی میکنی؟؟؟
ادامه دارد...
مترجم: LichKing