حالا از این به بعد
چه غلطی کنم؟!
مدرسه شبانه روزی
مترجم: LichKing
سرراست مرجع داستان های سکسی تصویری
به زبان شیرین پارسی تقدیم میکند
sarrast.com
بعد یه آخر هفته عالی
باید دوباره مث خر درس بخونم
هوففف
هی نامهیوک
خیلی وقته ندیدمت
عه سلام
آخر هفته هم نبودی
بیرون بودی؟
چطور؟ دنبالم
میگشتی؟
نه!
حدس زدم رفتی بیرون
چون آخر هفته ها همیشه بیکاری
ولی اینسری پیدات نبود
حالا همیشم اونقدرا بیکار نیستم
ولی خب...
کلک نکنه رفتی
پارتی چیزی؟
نه بابا خواستم برم پیش ننه آقام
که نشد و با استاد وقت گذروندم
کدوم استاد؟!
نه چیزه ببخشید از دهنم پرید بیرون
منظورم یکی از دوستامه
نزدیک بود بگم با
استاد یوونبیول بودم
اون دوستت دختره؟
معلومه که نه
منو به دختر چه آخه
داری مشکوک میزنیا
حالا مثلا دخترم باشه
که چی؟ یعنی نمیتونم
یه دوست دختر داشته باشم؟
نمونش خودت یکی از دوستامی
آره حق با توعه
خب حالا چیکارا کردین؟
هیچی بیشتر گیم زدیم
باغ وحش هم رفتیم یه گوریل
دیدیم شبیه باباش بود
عااااح
آره خلاصه خوش گذشت
که اینطور
کلاسم داره شروع میشه
بعدا میبینمت
باشه موفق باشی
وقت گذروندن با جائهی هم جالبه ها
باید دفعه بعد ازش بخوام که...
ای وای منم
داره دیرم میشه
بعد مدتا یه غذای
خوشمزه خوردم
عهه
جائهی؟
واقعا سخت تمرین میکنه
هی
هوففف
هوففف
امروز تونستم نیم
دور بیشتر بچرخم
هوف
هوف
خسته نباشی
وااااای!!
تو کدوم خری؟
بابا منم
عه تویی نامهیوک؟
پس کی میتونه باشه؟
بازومو ول کن شکست
ترسوندیم، آخه کی یواشکی
پشت یکی ظاهر میشه؟
دیوونه
بیا اینو براتو گرفتم
این چیه؟
دیدم داری تمرین میکنی
گفتم برات یه نوشیدنی بگیرم
با مهارتی که تو داری
و سخت تلاش میکنی
قطعا میتونی یه افسر پلیس شی
جدی تو اینطور
فکرمیکنی؟
خب من از بچگی آرزو داشتم
که یه افسر پلیس شم
فکرشو بکن جائهی به
عنوان یه افسر پلیس زن
بنظرم که تو لباس
پلیس عالی میشه
یه افسر پلیس که مسئول
ایمنی شهروندان تو روز و شب میشه
فکرشو بکن با اون لباس...
فقط تصورش حسابی
داره تحریکم میکنه
خاک برسرت به
چی داری فکرمیکنی؟
به هرحال بابت نوشیدنی ممنون
اتفاقا خیلی تشنم بود
نکنه تو تکونش دادی
تا گازش بزنه بیرون؟
نه جون تو من هیچکارم
ای بابا لباستم که خیس شد
میخوای لباسمو بدم بهت؟
نه مشکلی نیس
هی قرار بود بشورمش
هی شما دوتا
دارید چه غلطی
میکنید؟؟؟
استاد یوونبیول؟
عه نامهیوک؟
استاد باورکن چیزه...
مهم نیس، فقط زودتر
جمع کنید این مسخره بازیارو
چرا همچین کرد؟
بین تو و استاد یوونبیول
اتفاقی افتاده؟
مثلا چی؟!
معلومه که هیچ اتفاقی
بین ما نیفتاده
پس آخر هفته رو با
استاد یوونبیول بودی؟
لعنتی میخواد با اینکارش
ازم حرف بکشه
همه چی یهویی شد
فقط همو دیدیم و منو رسوند
پس یعنی گفتی با
دوستت بودی دروغ گفتی؟
اصلا چرا باید چیزی
بین تو و استاد یوونبیول
اتفاق بیفته؟
لابد فقط همو دیدین
و یچیزی هم خوردین
حسودی میکنی؟
حسودی؟!
ما حتی قرارم نمیزاریم
پس چرا باید حسودی کنم؟
که اینطور
پس بزار راستشو بگم
که من واقعا با استاد یوونبیول
بیرون رفتم و باهم فیلمم دیدیم
و بعد سوشی خوردن یکمم نوشیدنی خوردیم
باهاش خوابیدی؟!
منظورم اینه که اون
روز باهم خوابیدین؟
خب آره ما باهم خوابیدیم
ولی...
فکرکنم خیلی بهتون
خوش گذشته
نه وایس منظورم این نبود
هی کجا منو میبری؟
میخوام کاری کنم
که بهتر استاد یوونبیول
بهت حال بده
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com