.قسمت ده.
sarrast.com
هاااا...؟!
همینجاس؟
آهیون...؟!
مدرسه شبانه روزی
مترجم: LichKing
sarrast.com
هاااا...!
عجب امکانات خفنی!
پس چرا هیچکی
اینجارو نمیشناسه...
هوف...هوف...
ببین دارم چاق میشم
باید وزن کم کنم
کجات چاقه؟؟؟
خودت نگا
مثلا همین رونام!
ببین چقدر بزرگن
آره کور که نیستم
دارم میبینم
راستی اونی
که داشتی باهاش
حرف میزدی کی بود؟
کدوم؟!
اون پسره؟
آره همونو منظورمه
بنظر قدبلند و خشن بود
نامهیوک اوپا؟!
چرا مثل اسکلا خودتو زدی گیجی
هرچی میگم همش با سوال جواب میدی
نه خب ما فقط همو میشناسیم
راستشو بگو!
راست میگم...
فقط یبار بهم خوراکی داد
توهم که فقط
به فکر شکمتی...
ولی درکل بنظرم
اوپا خیلی خوبه
اون یجوری باحاله
الان گفت من باحالم؟!
حرف زدن بسه
بیا شروع کنیم دیگه
اون صدا رو شنیدی؟
کدوم صدا؟!
صدایی نمیاد که!
چرا انقدر وول میخوری؟
نکنه میخوای اینجا
سکس کنی؟؟؟
کمتر سروصدا کن!
مشکلش چیه؟!
هیجان انگیزه که...
بیشتر از قبل
خیس کرده...
ههه ترسیدی...؟
اگه میترسی پس ادامه ندیم
انگار نه انگار
که اونا همینجان!
من نمیترسم...
اگه راست میگی ناله نکن
باشه قبوله
من فقط سرشو کردم توش
ولی انگار خودش داره میره تو
یعنی بخاطر اینه چون انقدر خیس کرده؟
همین الان گفتم
ناله نکن...!
نمیتونم خو...!
نه نکنه بیاد
اینطرف؟!
بازم صدا اومد که...
چیکار میکنی؟!
مگه قرار نبود 100 تا طناب بزنی؟
آ..آره...
ممنون ازت
دوست ناشناس!!!
میتونیم وقتی رفتن
ادامشو انجام بدیم
نه من میخوام که
همین الان انجامش بدیم
دیوونه ای؟؟؟
میدونی اگه گیر بیفتیم
هردومون اخراجیم؟
باشه سعی میکنم ناله نکنم
فقط تو ادامه بده...
عقلم دیگه جوابگو نیس!
برا اینکه ناله نکنه
باید آروم انجامش بدم
ولی نمیتونم...حسش خیلی عالیه
دوست دارم محکمتر انجامش بدم
شاید بیشتر حس خوبش
بخاطر هیجانشه...
اههههه!
خیلی سخته...
بزور میتونم تکون بخورم
باید یکم آرومتر باشم...
خسته شدی؟
نه فقط یکم سخته برام تکون خوردن
تو استراحت کن
من تکون میخورم
هاااا...؟
کیرم اون تو در عذابه!
نمیتونم کنترلش کنم!
واقعا این
سکس معرکس!
99...!
100...!
هوف...
هوف...
بالاخره تموم شد
تموم کردی؟!
چقدر سریع...
قبل اینکه بیام اینجا
یه میان وعده از کافه تریا خوردم
اه نا امیدم کردی
فقط ولت کنن بخوری
تو بیا اینو.....:)
خیلی گرممه
باید لباسمو دربیارم
هی اگه کسی
یهو بیاد اینجا
چی؟؟؟!!!
خودت ببین
بنظرت کی میاد اینجا؟
لباسشو درآورد؟!
آهیون ممه های
بزرگی داره...!
ولی الان...
باید بیشتر تمرکزم
اینجا باشه
اینجا خیلی تنگه
و اذیتم میکنه...
ولی هیجان عالی داره...!
من فکرکنم دیگه وقتشه
نمیتونم جلوشو بگیرم...
اههههه!
منم همینطور...
منم نمیتونم...
بیا یکم صبرکنیم
الاناس که برن دیگه
بپوش لباستو!
نه برام مهم نیس
حتی اگه گیر بیفتیم!
فقط میخوام حسش کنم...
فقط میتونم بگم
حشریت گند زد به بشریت:)
نه الان مشکل اینه
که ابم داره میاد...
اگه بریزمش بیرون
حتما صدا میره و میفهمن...!
ولی اگه بریزمش
داخل...
اخراج!
بارداری!!!
نه نمیتونم درست فکرکنم
اینم که هی داره فشار میاره
باید سعی کنم
بیشتر نگهش دارم
ادامه دارد...
مترجم: LichKing