قسمت ۵
فکر میکردم همینقدر کافی
باشه که همه
چیو اعتراف کنی...
اما خوب
جلوی خودتو
گرفتی.
خب حالا نظرت
چیه برای یه بار هم
که شده بامن روراست
باشی؟
بیخیال بابا!
خب بالاخره باید از
چا کمک بگیرم...
مدیرعامل از خارج
دو هفته دیگه
برمیگرده.
چی؟
مدیر عامل پول رییس
رو هندل میکنه.
باید قبل از برگشتنش این
قضیه رو لاپوشونی کنیم.
مثل اینکه زدیم به هدف.
ممنون که راستشو
بهم گفتی، جیاه.
آها...
حالا باهم
شریکیم.
از این به بعد با
هم خوب کار رو
پیش میبریم.
خانواده سلطنتی
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
ساختمان گروه اس،
دفتر دوم.
معاون رئیس لی یوری
میتونی اون قضیه
رو حلش کنی پس؟
وای خدا، آبجی
جدی میگی؟!
آره ولی یه
درخواست
دارم.
خب چیه؟
بگو ببینم~
میخوام با دستیار چا
سئوجون کار کنم.
منظورت چیه؟
ولی... چرا باید
چا باشه؟
نمیتونم تنهایی توی
دو هفته انجام بدم.
نیاز به کمک دارم...
مهارتهای حسابداریش عالیه،
خودت هم میدونی، اندازه من
کارش خوبه.
باشه فهمیدم.
من به قضاوتت ایمان دارم.
لطفا زود حلش کن فقط.
چرا میخواد با سئوجون
چا کار کنه؟
پس اون یارو...
Sarrast.com
عجب...
آخ
تو کارآموزی، درسته؟ اینجا
چی کار میکنی؟
خانوم؟ اینجا
برای آقایونه ها!؟
منظورت چیه؟
مگه برای خانوما
نیست؟
چقدر مزخرف!
کی این اتاقهای تعویض
لباس رو اینجوری مزخرف
چیده؟! چقدر مزخرفه!
وای!
خانوم!
وای خدا! چی شده ؟
اَههههه!
نه نه نه!
اِه! خانوم!
تو لختمو دیدی...
احمق!
تقصیر من نبود!
حوله همینجوری
خودش افتاد دیگه...
خفه شو! اگه
به کسی چیزی
بگی میکشمت!
با این حال چطور...
میتونم یکی مثل اون
رو پرت کنم بیرون؟
علاوه بر این...
بدنش واقعا
فوق العادست...
اگه اون... میتونست
منو داشته باشه..
تو... چیکار
میکنی؟!
هاها، لی یوری، بوی
عرق همیشگیت امروز یه
کم قویه، نه؟
همینو میخوای
نه؟ همینجوری بکنمت!
عجب....
آخ!
عااااااح~
دارم دیوونه میشم! چی
تو مغزم میگذشت؟!
هی، یوری!
دفتر مرکزی گروه اِس، مدیر
برنامهریزی استراتژیک (تائوان مین)
چته تو؟ مگه
بلد نیستی در
بزنی؟
اوه، بس کن دیگه...
مگه ما زن و
شوهر نیستیم؟ نیازی به
این تشریفات نیست.
راستی...
نظرت درمورد
امشب چیه؟
ما سالهاست با هم
نبودیم... مطمئنم تو هم
حسابی حشری شدی، نه؟
پیش دکتر
رفتی؟
چی؟
ازم میخوای همچین چیزی
رو به یه دکتر
بگم؟ خیلی تحقیر کنندس!
انزال زودرس که
یه بیماریه.
تا وقتی درستش نکردی،
حتی فکر دست زدن
به منم نکن.
از من بدت میاد چون
منم فرزندخوندهام؟
و این غرورت چی؟
برو از جلوی چشمام،
اصلاً نمیخوام ببینمت.
جنده!
باشه، منم دیگه
بهت احتیاجی ندارم!
واقعاً فکر کردی تو
تنها زنی هستی که
تو دنیا وجود داره؟!
هوف!
فکر کردی میتونی
چه غلطی بکنی، ها؟!
جندهی
عوضی...
فقط چون خوشگله، فکر
کرده تنها زن دنیاس...
اگه دختر مدیرعامل
گروه دی نبود...
چی رو نگاه میکنین
گوسفندا؟! اینجا کنسرت
راه افتاده مگه؟!
هی، چا سئوجون!
بله؟
مراقب زنم
باش!
عرضه انجام این
یه کار رو که داری نه؟!
اینا حتی یه درصد هم تو گردش
مالی شرکت سهم ندارن، اونوقت
روشون میشه دهن باز کنن، نه؟!
یه مشت
انگل بیمصرف!
ساختمان مرکزی گروه
اس، تراس.
میخوای سرمایهگذاری روی
ارز دیجیتال رو
ضرر حساب کنی؟
آره این بهترین راهیه
که بتونیم توی دو هفته
این قضیه رو سر هم بیاریم.
Sarrast.com
معمولترین روشی که
هلدینگها برای دو
برابر کردن پول
نقدشون استفاده میکنن...
اینه که قیمتها رو تو
ساخت و ساز و
بخشهای دیگه بالا ببرن.
مثلا، با بالا بردن ۵ تا ۱۰ درصدی
قیمت فولاد و سیمان مصرفی تو
ساخت آپارتمانها، میشه میلیاردها
وون پول نقد رو به سرعت تولید کرد.
و تقریباً غیرممکنه
بشه پیداش کرد.
ولی این روش
خیلی طول میکشه.
این دفعه نمیتونیم
ازش استفاده کنیم.
آره دقیقا...
اما برای اینکه سریع
پول به دست بیاریم،
ضرر اعلام کردنِ
سرمایهگذاری مؤثرترین روشه.
مخصوصا تو ارزهای دیجیتال،
که ضررهای بزرگ تو
یکی دو روز طبیعیه، عالیه...
ولی...
اینکه یهو ضرر صدها
میلیاردی رو اعلام کنین...
اداره مالیات کل
کشور مشکوک نمیشه؟
بدتر از اون، اگه
این ضرر به خاطر
یه سرمایهگذاری بد از
طرف شرکت دیده بشه...
اینجوری رئیس
یوری لی میره
زیر سوال.
اَه، من که کار
به این آماتوریای نمیکنم.
تو شرکت ما یه
نفر هست که حسابی
روی ارزهای دیجیتال تعصب
داره، مگه نه؟
چی؟ نگو
که...
تقصیر این ضررها
گردن نایب رئیس
مین تائوان میافته.
چی؟!