خانواده سلطنتی قسمت ۳۶ از ۳۶۱۸۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹
قسمت 36 {پایانی}
تو کی
هستی؟
عه یادم رفت خودمو
معرفی کنم
من آیزاوا مینامی هستم،
یه کارآگاه خصوصی.
اون همه چی رو بهم گفت...
راجع به اینکه رئیس مین از گروه اِس دستور
داده بود که کل زندگی من رو زیر و رو کنن...
ما قبلا مطمئن شدیم
که تو پسر واقعیش هستی پس
دلیلی نداره خودتو به اون راه بزنی.
اگه اینطوره، پس اگه
اینهمه تحقیق کردی...
پس حتما اینم میدونی که اون
قبل از اینکه من بدنیا بیام می‌خواست
من بمیرم...
و حالا میگی اون
میخواد من گروه اِس
رو به ارث ببرم؟
برو بابا!
عه؟ مگه تو
دنبال گروه اِس نبودی؟
چی؟
اگه نبودی پس چرا با زن
پسر‌خونده‌ی رئیس و حتی
زن خود رئیس خوابیدی؟
میبینم که واقعا
خوب تحقیقاتت رو
انجام دادی.
خب کار من همینه.
پس، حاضری حداقل یه
بار رئیس مین رو ببینی؟
بهتر نیست هر سوال دیگه‌ای
که داری رو از خودش بپرسی؟
عمارت رئیس مین
حسش مثل این بود که انگار مستقیم
دارم میرم تو قلمرو دشمن، ولی...
...تصمیم گرفتم پیشنهاد
آیزاوا مینامی رو قبول کنم.
به هر حال، این چیزی بود که
دیر یا زود باید باهاش روبرو
میشدم، پس چه بهتر که...
راستی، بهش نگفتم
با زنش خوابیدی.
فکر کردم بهتره که
هیچوقت ندونه...
فکر کردم اطلاعات غیر ضروری
بود، ولی...
خوش اومدید
از ملاقات باهاتون خوشبختم.
من سه آه یون،
بانوی خونه هستم.
از ملاقات باهاتون
خوشبختم. من سئوجون
چا هستم.
اگه این یعنی کم کردن دردسر
برای خانم یون، پس اشکال نداره.
از این طرف.
بله خانوم
بالاخره
همدیگه رو دیدیم!
یکم عجیبه بگم
این اولین دیدار
ماست...
چون من خیلی
چیزا درموردت میدونم
پس حتماً اینم
میدونی که...
... من ازت متنفرم.
واقعا فکر میکنی همینطوری
میتونی گروه اِس رو به من بدی؟
پس چرا اصلاً اومدی
اینجا کار پیدا کردی...
و با عروس من لاس میزنی؟
باشه، حقیقتو
میخوای بدونی؟
من وقت زیادی ندارم.
احتمالاً تا یه
سال دیگه می‌میرم.
منظورت چیه؟
همین که
شنیدی.
توی همچین شرایطی
به نظرت انتقام معنی میده؟
یا... گرفتن گروه اِس انتقام
بهتری نیست؟
در اون لحظه، یه طوفان
فکری تو سرم گذشت.
به این فکر می‌کردم که اصلا
انتقام گرفتن جواب درسته...
و صورت تمام زن‌هایی که باهاشون
خوابیده بودم جلوی چشمام رژه رفت.
اوه
بعد یهو، یه فکر
جدید به ذهنم رسید.
تو که با تائه‌وان
رابطه‌ی خوبی نداری، نه؟
اگه تو رئیس بعدی بشی،
میتونی اونو نابود کنی.
باشه، من پیشنهادت
رو قبول می‌کنم.
خوبه! این یه
تصمیم عاقلانه‌ست!
Sarrast.com
حالا شد.
من توی مدیریت کردن
گروه‌ اِس روت حساب میکنم.
منم تمام تلاشم رو میکنم
همه چیز بعد از اون دست
دادن، در یک لحظه عوض شد.
Sarrast.com
چی؟ منو کص گیر
آوردید؟!
تائه‌وان مین در عرض یک روز
از سمت مدیر اجرایی برکنار شد...
بالاخره از دست این "حرومزاده
دول موشی" راحت شدم.
خیلی
خوشحالم!
یوری لی درخواست طلاق داد...
و من شدم مدیر
جدید برنامه‌ریزی استراتژیک.
وایسا، چی شده؟
معاون رئیس مین که
تو اوج بود،
حالا رفته... همینجوری؟
من می‌دونستم مدیر چا داره
پیشرفت می‌کنه، ولی این دیگه
یه چیز دیگه‌ست.
همه توی شرکت تعحب کرده بودن.
ولی خب فقط پشت سر من حرف میزدن و
کسی جرأت نداشت بیاد جلوم حرفی بزنه.
بدیهیه.
نفوذ رئیس مین همچنان
محکم سر جاش بود.
شنیدم مدیر چا، یعنی
منظورم معاون رئیس چا،
در واقع پسر
مخفی رئیس مینه.
چی؟ جدی؟
اره وگرنه چطوری
یهو شد جانشین رئیس
گروه اِس؟
درسته... یعنی تائه‌وان
مین هیچ شانسی نداشت
آره... یعنی، فرزندی که به
فرزندی قبول شده در مقابل
پسر واقعی طرف؟ نتیجه مشخصه.
درست به موقع، شایعاتی در مورد اوضاع
مالی گروه، ترقی من رو تأیید کردن.
سه ماه بعد...
مبارکههه
مبارک
من با یوری ازدواج کردم
این موقعیت من رو به عنوان
رئیس بعدی تثبیت کرد.
عمارت رئیس مین
قبل از اینکه بفهمم، یه
سال کامل گذشته بود.
Sarrast.com
اون پیرمرد وقت زیادی براش
نمونده. بالاخره وقت انتقام منه!
آه سئوجون،
چیکار میکنی...؟
هه هه...
خفه شو! فقط کاری
که میگم بکن!
عاح
وای، تو از الان
خیس خیسی. حتماً خیلی
وقته که دلت واسم تنگ شده
عاح
نه ما نباید این
کارو بکنیم
عاح
عاح
عاح
خوبه الان
وقتشه
عاح نه
و-وایسا! داری منو
کجا میبری؟
پیش کسی که باید
تو رو اینجوری ببینه.
نه
لطفاً! هرچیزی
جز این...
ب-با چه جرأتی...
و خب یکم بعد
اون مردش.
Sarrast.com
فقط اون موقع بود که
واقعاً احساس آرامش کردم.
صبح بخیر قربان
صبح بخیر
گروه اِس حالا دیگه
کلا برای من بود...
و البته اون زن‌ها هم همینطور...
Sarrast.com
... و زندگی من، مادرم، و
حتی ارتباط خودش با من
رو زیر و رو کنن.
پایان

قسمت آخر(36) تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد هنوز زمان‌بندی نشده

به محض انتشار اینجا می‌آید.

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خانواده سلطنتی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت