.28.
با مامانم قراره برم بیرون
مین کیونگ
هیجین
یعنی امروز نمیتونی؟
آخه دلمون برات یذره شده
شرمنده
بچه ها
آخه دلمون برات یذره شده
هیجین
مین کیونگ
هیجین
هیجین
مین کیونگ
شرمنده
بچه ها
دیگه قرار شام گذاشتیم
از آخرین باری که همو دیدیم
میدونی چند ماهه میگذره؟
اشکال نداره دیگ
چاره ای نیس
راستی استاد روانشناسی
یچیزی گفت بخریم
بعدا میخریم حالا
اوپس!
آخ پام
منم دلم برا
دوستام تنگ شده
ولی از اینورم
اولین باریه
که بعد مدتا
میخوام با مامانم
بیرون شام بخورم
درکل..
خیلی وقتم هست
سینما نرفتم
تا قبل اینکه بیاد
یه بستنی خوشمزه بخوریم
کاش قبل غذا
ازش بخوام
یه فیلم ببینیم
آخیش
چقدر دیر کرد
مشکلی براش
پیش اومده؟
لااقل میتونست
یه زنگ بزنه
انگار خودم تنهایی
باید فیلمو ببینم
یلحظه ترسیدم
مامانی
الو مامان؟
کیری کاری
مترجم: LichKing
مامان دستت خورده
رو شمارم؟
سلام عزیزم
عه مامان
چرا چیزی نمیگی؟
ترسوندیم
گفتم نکنه اتفاقی
برات افتاده
راستی کی برمیگردی؟
مگه قرار نبود
امشب بیرون
شام بخوریم؟
امروز چیزه...
یه کار فوری برام
پیش اومده..
اینکه نمیتونم
اههه!
نمیتونم بیام
کلا خونه نمیام
شرمنده عزیزم
قولمون کنسله
باش
هققق
امروز خودم تکی میترکونم
قراره کلی عشق و حال
لذت ببرم
عهه
اه اینم از شانس ما
چقدرم بد پاره شده
لعنت بهش
امروز روز من نبود
حالا چطوری
برم خونه؟
احساس میکنم..
همه بهم
زل زدن
لعنت به این شانس
بفرما اینم از بارون
عالی تر از
این نمیشد
هی بانو!
با اون
دامن پاره
زیر این بارون
کجا میخوای بری؟
نترس، ما اونقدرام
که فکرمیکنی بد نیستیم
میرم خونمون
خونه چرا؟!
اونم تنهایی
جیغغغ!
چرا باهام
همچین میکنید؟
ما که کاریت نکردیم
فقط دلمون به حالت میسوزه
اینجوری که پات
افتاده بیرون
سرما میخوریا
آخخ!
کار کی بود؟؟
چندش!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com