کیری کاری قسمت ۱۶ از ۵۴۳۲ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲
.16.
آره
فقط اینکه
خیلی زود اومدی
دیگه طاقتم نگرفت
بیا باهم بریم
کیری کاری
مترجم: LichKing
چپتر 16
عه مامانی
عزیزم اومدی
لبخند
د نگاه نکن
مگه نمیبینی
لباس تنش نیس
مامان تو بپوش
چشمامو بستم
لازم نیس چشمامو بگیری
پوشیدم
ههه ببخشید
اذیتم شدی
نه بابا
مرسی عزیزم
که اومدی
حتما خیلی
نگرانم شده بودی
مامان!
چرا دزدیدنت؟
میدونی چقدر
نگرانت شدم؟
میدونم عزیزم
خوبیش اینه
آسیبی ندیدم
پس این چیه؟
این نشون میده
که آسیب دیدی
ههه آره
البته منم منظورم
آسیب جدی بود
که خداروشکر ندیدم
فکرکنم به یچیزی
خراشیده شده
چرا نمیشینید
آقای نام؟
ممنونم که شمام اومدین
راستی مامان
من و آقا معلم
بیرون همو دیدیم
و باهم اومدیم
که اینطور
مرسی که راهنماییش کردی
وگرنه اتاقمو پیدا نمیکرد
نه بابا شوخی میکنه
دیگه اونقدرام
خنگ نیستم
راستی شمام
داستانو شنیدی؟
واقعا تو جامعه امروزی
اصن امنیت مساویه با صفر
مادرمو تو روز روشن
میدزدن
آخه من موندم
چه گناهی داشت
که این بلارو سرش آوردن؟
واقعا سرم داره
سوت میکشه
جی یو
راستی تا یادم افتاده
یچیزی میخوام بهت بگم
الان حس بهتری دارم
ولی تا کی قراره
همو اینطوری ببینیم؟
و اینجوری باهم
وقت بگذرونیم؟
موقعی که جی یو
بره کالج
همه چی تمومه آره؟
نه اینکه بهت
اعتماد نداشته باشما
ولی..
ای کاش یچیزی بود
که تا اونموقع خودمو باهاش
آروم کنم
یعنی انقدر
درخواستم زیادیه؟
خب مثلا چی میخوای؟
میخوای هی برات
نامه بفرستم؟
مسخره بازی درنیار
میدونی خیلی
نگرانم..
همش فکرم
به اینه که..
تعقیب..
آدم ربایی..
چرا..چرا این اتفاقا
همش باید برا من بیفته؟
لرزیدن
حتی فکرشم
منو میترسونه
ولی نگرانیه بزرگترم
جی یوعه
تا حالا نمیدونستم
که نبود مرد تو خونه
میتونه انقدر ترسناک باشه
الان فهمیدم
خب به منم بگو
چطوره..
با شماها
زندگی کنم؟
فکرکنم اسمشو میشه گذاشت
تدریس خصوصی
تدریس خصوصی؟!
به هرحال
یه فکری
به حالش میکنم
میتونم پیشتون زندگی کنم
و اینجوری هروقت نیازم داشتین
پیشتون هستم
و بهتر میتونم
ازتون محافظت کنم
همینطور..
کارای دیگه
مثل این
توهم همینو
میخوای ها؟
عا
ا
ح
پس..
بهم اعتماد کن
باشه
بهت اعتماد دارم
میشه..
دوباره
انجامش بدیم؟
عااااح
جئونگ وو
هاهه
سوال دارم
بپرس
هیچی
البته الان
که بهش
فکرمیکنم
باید اولین عشقت
من باشم
که اون روز داستانشو
تعریف کردی
ولی چرا خودم
یادم نمیاد؟
یعنی لازمه باز
برات مرورش کنم؟
شاید اینجوری
یادت اومد
باشه پس سعی کن
تصورش کنی
عووح!
خانم پارک!
منو یادت میاد؟
دفعه قبل
بهت سلام کردم
حتما یادت رفته
انگار چاره ای نیس
هرجور شده
باید یادت بندازم
عووح!
عااااااح
خوش اومدی..
عزیزم!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 16 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 17

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کیری کاری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت