پری دریایی قسمت ۹۵ از ۱۰۳۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
95
لازم نبود
بیای
خوش اومدین
تا وقتی اوپا تصمیم بگیره
منصفانه مبارزه میکنیم
و من به جزیره‌ برگشتم
چرا این دوتا
اینجوری شدن؟
دعوا کردن؟
مطمئنی به کمک من
نیاز نداری؟ مطمئنم
خیلی خسته‌این
همینکه تا اینجا
اومدی ازت ممنونم
وسایل زیادی هم ندارم
میبینی که، فقط یه
کوله پشتی دارم
باشه
حس میکنم
اضافی‌ام
آه
میخوام هرچه زودتر
برم خونه
هایون،
میری خونه؟
خیلی ناراحت
بنظر میاد
تو چی آبجی؟
انگار وسایل تو
خیلی زیادن، کمک
نمیخوای؟
هه هه
یهویی آبجی
از کجا اومد؟
تا کی باید
بهت بگم دکتر!؟
به دکتر هوانگ
میگم اوپا
پس به تو هم
میگم آبجی
آخه زیادی باهام
صمیمی شدی!
کمکت کنم
یا نه؟
نه، تنهایی
انجامش میدم
من فقط به
فکر خودتم
بیاین بریم
هممم
یا میتونی بذاری
اوپا کمکت کنه
آبجی میخواد کمکش
کنی وسایلشُ جابه‌جا کنه
اوه
باشه
آره
عالی شد
من دیگه میرم
خوب استراحت کنین
تا خونه میرسونمت
وایسا با هم بریم
مشکلی نیست
خدافظ
فکر میکردم اگه
با هم بد بشن حس
خوبی پیدا میکنم
ولی اینجوری نشد...
ها!
بهتره امروز
عقب بکشم!
مرسی که
کمک کردی
باشه، من میرم!
کار نداری؟
نه
هوانگ!
اون حرفی که
اونجا زدم
ها؟ آره...
یادته
چی گفتم؟
عممم
هی!
شما دوتا...
چی...
الان...
کی برگشتین؟
حوصله‌م خیلی
سر رفته بود
داشتم میرفتم خونه
به موقع دیدمتون!
هی!!!
وایسا ببینم!
ببخشید
بس کن!
همم...
اوه
باشه، تو هم میخوای
باهامون بیای؟‌
زود باش بیا
جان؟
نه...
من و هوانگ...
باشه
ولم کن!
بریم مشروب بزنیم
هورااااا
آه
چجوری اینجوری شد؟؟
نمیای؟ جا
میمونیا؟
وایستین!
خیله‌خب
لیواناتونُ
بیارین بالا
بسلامتی!
خوبی؟
اوهو
اوهو
تو یخچال
آب داری...؟
من اونقدرام
آب نمیخورم
برو نگاه کن ببین هست
ها...؟
واقعاً آب نمیخوری؟
شت!
مشکلی نیست
حالم خوبه
اوهو
من میرم یه
بطری آب بخرم
میگم خوبم
یکم دستمال کاغیذی
هم بخر
هه هه هه
ها
چرا اینقدر باهام
خوب شده؟
گیجم کرده
یعنی چی؟
بین شما دوتا چیزی هست؟
ها؟
یه چیزی بینتون
هست؟ مگه نه؟
عممم
وقتی مست بودم
بهش گفتم عاشقشم
بعد از اون زیاد
با هم حرف نزدیم
هیچ جوابی
هم بهم نداد
چی!؟
بهش گفتی عاشقشی؟
اگه جوابی نداده یعنی
بهت علاقه نداره دیگه
هاهاها
نمیخوام قبولش کنم
واسه همینه پشیمون شدم
از گفتنش
ولی مشخصه هوانگ عاشق
هایونه! مطمئنم!
نمیتونم چیزی که جلوی
چشم میبینم رو انکار کنم!
چرا منُ نمیخواد!؟
سعی کردم براش خوب باشم
هر کاری میشد کردم
حتی گذاشتم فکر کنه از
بی دی اس ام خوشم میاد
از اون موقع بیشتر اذیت میشم
این حس داره منو میکشه
دکتر بودن چه فایده‌ای داره وقتی
نمیتونی قلب شکسته‌ی خودتُ درمان کنی؟
بهتره برم خارج
از کشور درس بخونم ولی...
فکر نکنم بتونم
هیچوقت فراموشش
کنم!
انگار خیلی
دلش پره
ولی واقعاً سکس
بی دی اس ام باهاش داشته؟
هق هق
هق
معلومه یه حس
معمولی نیست
ولی چرا میخواد بذاره بره؟
هنوز چیزی تموم نشده!
وقتی اینقدر دوستش داره
میتونه ازش حامله شه و
اون رو مال خودش کنه
ولی هنوز خیلی
جوونه... نمیشه!
پس بذار این خانوم معلم
بهت چندتا نصیحت کنه
میخوای کمکت کنم؟
یه چیزایی بلدم
چجوری؟
هنوز با من راحت نیستی، نه؟
راه حلی که دارم یه راه حل
برد-برده
ولی باید قبول
کنی باهام همکاری کنی
چی میگی؟
من اومدم
اومدی؟
خوش اومدی
اوهوم
مرسی
آب گرفتم
چرا جلوی
در وایستادی؟
هیچی!
باید یه کاری کنی
نگاه کن و یاد بگیر
چی؟
من یکم
صبرم کمه
چیکار میکنی؟
اون اینجاست!
آره! شنیدم بدون
من کلی خوش گذرونی
کردی...ها؟
به این زودی مست شدی؟
چی میگی؟ لطفاً بس کن!
مشکلی نیست
نگران نباش
سوبین! خیلی خورده؟
مگه نه؟
این چه
وضعیه؟
این...
وضع رو میگی؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 95 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 96

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی پری دریایی
از ادامه دادی
سرعت