64
بجای اینکه با حرف
ازش عذرخواهی کنی
به عنوان عذرخواهی
کصشُ لیس بزن؟
نه... چطوره فرض
کنیم از هم عذرخواهی
کردیم و تموم؟
درسته...
آبجی کوچولوی بیچارهی من...
من خواهر بزرگتم
باید درکت میکردم
پری دریایی
وایسا!!
اوه... اوه
حشرم زد بالا حاجی
بس کن...
دارم کنترلمُ از
دست میدم
همزمان هم کیر تو کصشه
هم یکی داره کصشُ لیس میزنه
تعجبی نداره تنگ بشه
یجوری حشرم زده بالا
که حس میکنم کیرم
داره منفجر میشه
هاااع
هوانگ
آجوما...
همونجوری که میخواست
شق و سفته
نونا...
حالا نوبت منه... از این
بیشتر نمیتونم منتظر بمونم
باورم نمیشه...
از وقتی اومدم اینجا
اتاقای زیادی برام افتاده
دو تا خواهر خوشگل
و کون درشت...
دارن باهام تریسام میزنن
انگار فیلم پورنه
نه بابا، حتی فیلم
پورنا هم اینجوری نیستن
دکتر هوانگ
هوانگ
این منظره...
خود بهشته!
عاشقشم
منم...
دو تا خواهر جنده با
کص خیسشون...
نوبتی رو کیرم سوار میشن
میخوام هردوتاتون از این
لذت بهشتی بهرهمند شین
دارم ارضا
میشم دکتر!!
ممـ!
منم همینطور!!
خیلی...
عالیه
هیچ کدوممون نفهمیدیم
چطوری صبح شد
بخورش
داره میاد
هنوزم داره
میاد...
مالش...
پشت هم آبم میومد...
تا خروسخون مثل دیوونهها
هر دوتا خواهرو میکردم
نفهمیدم کی خوابم برد
چند دقیقه چشم رو هم گذاشتم
و وقتی بیدار شدم سونگجون
نونا رفته بود سر کار
آجوما کلی غذای خوشمزه
واسه صبحونه درست کرده بود
و رو میز گذاشته بود
دوتا خواهر بالاخره
آشتی کردن
حالا با خیال راحت
میرم سر کار
من رفتم
اوه...
هوانگ
وایسا، لباست
نخ داده
کجا؟
به این راحتیا پاره نمیشه
اجازه میدی
من امتحان کنم؟
کسکشا چقدر تو
قرنطینه نگه داشتنمون!
تو کدوم خری
هستی؟
هان!
عشقم!
بعد از یه
شب داغ تابستونی...
آجوشی بالاخره
برگشت خونه
سر صبحی چرا
اینجوری نگام میکنی؟
بعد از برگشتنش...
شبا دیر وقت میومدم
تا باهاش رودررو نشم
صبح هم هنوز هوا
روشن نشده بود میرفتم
فکر کنم جالب نباشه هر روز
باهاش چشم تو چشم شم
مشروب میزنی؟
نظرت چیه باهامون
بیای کارائوکه؟
نه، مرسی
چرا
دخترای خوشگلی
اونجا هستنا
دوباره ترس و نگرانی بهم چیره شد
باید چیکار کنم؟
بهتر نیست یه
خونهی جدید بگیرم
داری به چی
فکر میکنی؟
هایون!!♥
سلام
پری دریایی
ادامه دارد...