29
کلاس تموم شد؟
دلم برات تنگ شده!
منم همینطور
هاا...
هووف
هی!
چه خبرا!!؟
مینجی؟!
ترسوندیم...
چرا مثل وحشیا حمله میکنی...
خیلی جدی تو فکر بودی منم
میخواستم حال و هواتُ عوض کنم
خُب؟
اوضات با یونسو
خوب پیش میره؟
عالیه!
راستی... دیدم...
سونگجون و هانا با هم رفتن
چرا داری به من میگی؟
همیجوری! آخه
پارتنرت بود!
اینجوری نگو!
بقیه برداشت بد میکنن!
ما دو تا...
سه ساله همدیگه
رو میشناسیم، درسته؟
آره
میدونی که من
خیلی دوست دارم، نه؟
آره... منم به عنوان
یه دوست خیلی عاشقتم
هی
اگه یه بار دیگه
بخوای منو بپیچونی
میکشمت
باشه... ببخشید!
هرچند از کسی مثل
تو انتظار زیادی نداشتم
آه...
حالاهرچی، نمیگم میخوام
با هم بریم کافه گردی و غیره
ولی داشتم
فکر میکردم...
فهمیدم تو رو بیشتر
مثل یه داداش کوچولو دوست
دارم...
تا یه پارتنر...!
بنظر میاد با
یونسو خیلی خوشحالی
چون دوباره با همین طبیعیه
ولی وقتی تنهایی
همیشه تو خودتی
تایمین...
نکنه بخاطر...
اینه که به
هانا فکر میکنی؟
چی میگی بابا؟
چرا باید به اون
فکر کنم؟
کاملاً مشخصه
عووخ!
من شما دوتا رو
خیلی خوب میشناسم!
از بیرون بنظر میاد
از هم بدتون میاد
ولی وقتی با همین
خیلی خوشحال بنظر میاین
درسته؟
شاید بگی دارم
اشتباه برداشت میکنم
ولی وقتی اینجوری
دیدمت منم ناراحت شدم
پس حالا وقتشه
که مثل یه
مرد تصمیمتُ بگیری!
دردم گرفت روانی!
اونقدرام محکم نزدم
چی!؟
فکراتُ بکن
نگران حرفای
بقیه هم نباش
اشکالی نداره کاری رو بکنی
که دوست داری
کتک خوردن از دست
مینجی واقعاً بهم کمک کرد
انگار ناراحتیم
کمتر شد
تو به شرایط
مزخرف به هم وصل شدیم
همیشه ازم عصبانیه
و سرم داد میزنه
گاهی اوقات فکر
میکنم ازم متنفره
ولی...
وقتی باهاشم
هیچوقت حوصلهم
سر نمیره
وقتی پیش اونم
میتونم خودم باشم
همینه که بیشتر
اذیتم میکنه
مرسی مینجی
بالاخره فهمیدم
چیکار کنم
یکی طلبت!
زود باش برو
قبل اینکه
اشکمُ دربیاری
باشه
آه...
انگار تو یه فیلم
کمدی رمانتیکم
چرا همچین کار
احمقانهای کردم؟
باید یه دوست پسر
واسه خودم جور کنم
هانا ؟
بله؟
عممم
از بقیه شنیدم...
از تایمین جدا شدی
لازم نیست اینقدر
نگران باشی
من که نمیخواستم
پنهونش کنم
ولی چرا پرسیدی؟
مطمئنم هنوز کاملاً
فراموشش نکردی
ولی میشه یه
شانس به من بدی؟
قول میدم
پشیمون نشی
سونگجون...
تایمین...
سونگجون! سلام!
هانا رو دیدی؟
سونگجون
تو پسر خیلی خوبی هستی
من لیاقت تو رو ندارم
درضمن...
وضعیت من خیلی پیچیدهست
الان نمیتونم بهت
جواب بدم
بخاطر تایمینه؟
ولی اون کار خیلی
بدی در حقت کرد
نه
اون هیچ کار
اشتباهی نکرده
همش بخاطر اینه که
من درخواستای زیادی داشتم
بهش اینقدر سخت نگیر
اون خیلی ساده و خجالتیه
راحت قلبش میشکنه
هانا هنوز تو ایستگاه اتوبوسه
اگه عجله کنی میبینیش
مرسی
تایمین
چیه؟
باهاش مهربون باش
عم..باشه
هان؟ تایمین؟
اینجا چیکار میکنی؟
هانا...بیا بریم
همین الان!
چی؟
کجا بریم؟
ادامه دارد...