فقط کیر تو قسمت ۱ از ۳۱۲۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵
1
بلاخره رسیدم
اسمم
تای‌مین‌هانه
یه پسر 22 ساله که
چند هفته‌ست خدمتشُ
تموم کرده
دلیلی نداره بترسم
و امروز قراره...
مهمترین تصمیم
زندگیمو بگیرم
همم..میفهمم
پس میخوای
کوچیکش کنی؟
چرا دکترم...
باید یه زن خوشگل باشه
درسته بزرگه ولی فکر
نکنم برای زندگی روزمره‌ت
مشکلی ایجاد کنه
ببین چه بزرگ شد
باورم نمیشه
مثل سنگ سفته
توی 15 سال طبابتم
همچین کیری ندیده بودم
کارت تموم شد دکتر؟
ببخشید
حواسم پرت شد
داشت آبمو میاورد
ولی...
این کیرآرزوی
هر مردیه
دلیل خاصی داره
میخوای کوچیکش کنی؟
2 سال پیش
وقتی 20 سالم بود
اتفاق افتاد...
منه باکره
قرار بود
برای اولین بار
با یه دختر...
سکس کنم
زیباترین و دوست
داشتنی ترین دختری که
توی دنیا بود
یون‌سو اولین
دوست دخترم
خیلی منتظر موندی؟
ببخشید
یخرده استرس دارم
خیلی ساکته..
حتما خجالت میکشه
حالا چی بگم...
به مامان و بابام
گفتم شب خونه
دوستم میخوابم
کل شب پیشت
میمونم
هرکاری دلت
بخواد میتونی بکنی
عاشقتم یون‌سو
عممم
واقعاً میتونم...
هرکاری میخوام بکنم؟
فقط...
هان! چیه؟
آروم پیش برو
این اولین بارمه
باشه...
هرچی تو بگی
جدا میخوای اونو...
بُکنی توم؟
آماده ای...
وایسا..تای مین
درد داره
میتونی...
چقدر تنگه!
خیلی درد داره
آرومتر..آرومتر
ببخشید ... خیلی حال داد
انگار اونم داره حال میکنه
فکر کنم من...
من دارم
هااع...آاه
نمیتونم
داره میاد
ببخشید
خیلی حال داد
دفعه بعد
آرومتر میکنم
عاشقتم یون‌سو
روز بعد
جواب تماسمو نمیده
ببخشید...
دیشب یخرده بد رفتار کردم
یکم بهم وقت بده
نه! یون‌سو!
اون اولین وآخرین
بارم بود
بعد از اون ماجرا
یون‌سو ازم جدا شد
بدون اینکه باهاش
حرف بزنم رفتم سربازی
وقتی خدمت بودم
شنیدم برای ادامه تحصیل
رفته خارج
اگه کیرم
بزرگ نبود
دختری که عاشقش بودمو
از دست نمیدادم
باشه، بیا
تلاشمونو بکنیم
واقعاً میتونی
درستش کنیم
کار نشد نداره
فقط باید هرچیزی
که میگمُ گوش کنی و
انجامش بدی
حتماً دکتر
هر کاری بگی میکنم
البته آسون نیست
یه تیکه شو ببری
و بقیه‌شو بهم
وصل کنی
شاید دیگه نتونی
شق کنی
ممکنه زیر عمل بر اثر
خونریزی زیاد بمیری
میشه اینجارو
امضا کنی؟
با اینکه به خودم
قول داده بودم انجامش میدم
نتونستم و از مطب
دکتر فرار کردم
هان!
مین‌جی!؟
تای مین!
چرا بهم نگفتی
خدمتت تموم شده؟
چطور تونستی؟
ناراحتم کردی...
ببخشید، سرم
شلوغ بود
برای همین...
اومدی پیش
ارولوژیست؟
چی!؟ نه!
میدونی که تا نگی
ولت نمیکنم
باشه،بعدا برام
تعریف کن
بیا بریم
کلی حرف برای
زدن داریم
بخدا چیزی نیست
پس برای چی اومدی دکتر
قول میدی بهم نخندی
حتماً، چرا بخندم
دکتر گفت ممکنه
بر اثر خونریزی بمیری!؟
خیلی باحالی...
قول دادی نخندی!
ببخشید، ولی خیلی
خنده‌دار بود
واقعاً کیرت اونقدر
بزرگه که میخوای
کوچیکش کنی؟
چرا باید دروغ بگم؟
میخوای باور نکن
باشه، پس...
نشونم بده، میخوام با
چشای خودم ببینم
چی!؟
دیوونه‌ای!
چرا کسشر میگی
خخخ
باورت شد، چرا قرمز شدی
مین‌جین!!
ببخشیددیر کردم
بدجور ترافیک بود
حنا لیم
نتونستم بموقع برسم
اشکال نداره
خوشگلترین دختر دانشگاه
ولی یچیزی
در موردش هست
تو اینجا چیکار میکنی؟
حالمو بد کردی
اون ازم متنفره
اینجوری نگو...
من بهش گفتم بیاد
میخواستیم
باهم حرف بزنیم
مطمئن نیستم جواب بده
تنفرش از من
تنها یه دلیل داره
یون سو و حنا
دوستای صمیمی بودن
هیچوقت از هم
جدا نمیشدن
نمیتونست تحمل کنه
بهترین دوستش
با یه بازنده قرار میذاره
ولی چرا اینقدر
ازم عصبانیه!؟
خُب، گمون نکنم
من بتونم کمکی کنم
بذار برات
تعریف کنم
داشتم میرفتم خونه
که دیدم تای‌مین از...
داروخونه!!
بیرون داروخونه
همو دیدیم
آره، داروخونه
داروخونه؟
آره، درباره یچیزی نگران
بود اومدیم اینجا
باهم حرف بزنیم
پُست آخر پیج
دانشگاهُ دیدین
نه...
چی هست؟
مجسمه‌ای که آرزوتُ
برآورده میکنه
کلی لایک گرفته
بالای همین کوهستان
نزدیک دانشگاست
بالای کوهستان
یه مجسمه هست
اگه مشکلتُ بهش بگی
و 77 روز براش دعا کنی
آرزوتُ برآورده میکنه
جدی؟ هرچی که باشه؟
بهش علاقه‌مند شدی
میخوای بری اونجا؟
چی!؟
نه بابا ... مگه احمقم
نظرت چیه حنا؟
من که آرزوی خاصی ندارم
این چیزارم باور ندارم
مثل اون احمق نیستم
چی...
به من میگی احمق!!؟
چرا بهم
میگی احمق
منم این چرت و پرتارو
باور ندارم
من میرم، اینجا
جای من نیست
شوخی میکرد
کجا میری؟
زیاده‌روی کردم
حنا... چطور جرات میکنی
به من بگی احمق
من که کاری باهاش
نکردم چرا اینجوری باهام رفتار میکنه
دیگه نمیذارم بهم
توهین کنه
نشونت میدم
فکر کردن همچین چرتی رو
باور میکنم میرم کوهستان
مگه خرم برم
معلومه واقعا خرم
ولی راه دیگه ای ندارم
یه تیریه توی تاریکی
توی پست
گفته بود
بالای کوهِ...
خودشه!
اگه 77 روز با نیت
خالص براش دعا کنی
مجسمه مرموز هر
آرزویی رو برآورده میکنه
چه نازه
فقط یه احمق این
شایعاتُ باور میکنه
کی به حرفای اون
اهمیت میده!؟
بذار رو آرزو کردنم
تمرکز کنم
تو پست نوشته بود
باید مشکلمو نشونش بدم
و آرزومو با صدای بلند بگم
لطفاً...
کیرمو کوچیک کن
لطفاً سینه‌هامو
بزرگ کن
سینه!؟
اوه .. نه!
نمیدونستم
کسی اینجاست؟
چی!؟
حنا!؟
پایان

قسمت 1 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 2

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فقط کیر تو
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت