لذت کوس نوردی قسمت ۴۱ از ۵۱۵۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸
41
جین‌سول؟
سلام
بالاخره جواب دادی کی‌وون
یه کار ضروری داشتم
حالا چیکار داشتی؟
چیزی نیست
درباره جائه‌ووئه...
چی؟
میشه بیای خونه‌م
حرف بزنیم؟
لذت کوس نوردی
جین سول!
چی؟
این همه راه کشوندیم
اینجا واسه این؟
واقعاً لازمه بازم جایگاهتُ
بهت یادآوری کنم؟
همینقدر میدونستم
خیلی هم مهم بود
جدی میگم، پس مثل
اون روز باهام رفتار نکن
اوه...
جائه‌وو دیروز اومد اینجا
مست بود..
مست؟
اول اینجوری فکر کردم
ولی بوی الکل نمیداد
اگه الکل نبوده پس...
حالا فهمیدی چرا
گفتم مهمه؟
دیوونه شده بود...
همش به تو چرت و پرت میگفت...
و...
همینطور راجبه کارت...
چی؟
خیلی حرف زدم
خسته شدم...
چی؟ تو که فقط چند دقیقه‌ست داری حرف میزنی
باهام لاس نزن
بگو بینم چی شد
عمم
بهت گفتم باهام
اینجوری رفتار نکن
فاک...
عصبانی شدن از دست من
اصلن به نفعت نیست
عصبانیت؟
چی میگی دختر؟
بیا اینجا
خوشگلم
چرا حرفتُ کامل نمیکنی؟
اگه میخوای بیشتر بدونی...
کشید پایین
فکر نمیکنی...
باید یه چیزی
بذاری توم؟
حتی تلفن عمومی هم سکه
میگیره بعد بهت اجازه حرف زدن میده
باید اینجام تحریک شه
تا بتونم حرف بزم
خیسه
اگه نمیخوای...
مجبورت نمیکنم...
انگار یکی با چکش
زده پشت سرم
اگه الکل نبوده...
پس چی بوده؟
چه ربطی به کار من داره؟
باید بدونم چی شده؟
بهتر نیست به زور ازش حرف بکشم؟
به چی نگاه
میکنی جنده؟
نه! امروز باید چیزیکه
میخوادُ بهش بدم
راستش...
دلم میخواست بکنمت
کی‌وون!
کارش با دستاش حرف نداره!
بدنم داره آتیش میگیره!
اگه اینجوری کنم...
بهم میگی؟
حالا چطوره؟
اگه ادامه بدی!
عالیه...!
به این زودی ارگاسم شدی؟
انگار بدجور دوست داری انگشتت کنن
فکر کنم کافی باشه
حالا حرف بزن
نه... کافی نیست
بیشتر میخوام
همم...
چاره‌ای برام نذاشتی
خودشه!
کیرش هنوز شق نیست!
ولی همیکه بکنمش تو دهنم
چنان شق شه که نگو!
وقتی که بره تو کصم
اونم از پشت
خدا...
عاشقشم!
خیلی حشری
شدم!
دیگه تحمل ندارم
لخت شو، برو رو تخت
کیرت مثل سنگ سفت شده
حالا چیکار کنم؟
دوست دارم بقیه عمرم برده‌ت باشم
هر چی بگی بگم چشم
باهام چیکار کردی؟
فکر کنم جائه‌وو...
معتاد شده!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 41 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 42

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی لذت کوس نوردی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت