37
نمیدونم بدنم خالی کرده بود
یا حس گناه میکردم ولی
نتونستم برم داهی رو ببینم
ولی بالاخره فهمیدم...
سوپرایز داهی چی بود...
همینکه پارتی تموم شد
بیا اینجا
داهی
چه عجلهای داری؟
داهی
نمیدونم...هه هه هه
برات سوپرایز دارم
واسه همین زود اومدم خونه
یعنی چی میتونه باشه؟
خیلهخب، زود میام
سوپرایز؟ نمیتونم به همچین
چیزی نه بگم... بعد از پارتی
سریع میپیچم به بازی
تایپ
و خیلی بهتر از چیزی بود که فکر میکردم
دینگ
داهی؟
داهی
داهی
یه رزومه برات ثبت کردم و قبول شدی
فقط کافیه واسه مصاحبه آماده شی
چطور ممکنه؟
داهی
از کوه سریع اومدم شهر تا بتونم
کار رو برات بگیرم
داهی
دوست داشتم موقع خبر دادن صورتتُ ببینم
ولی تو حتی نذاشتی بیام خونهت
ببخشید داهی...
امروز حالم اصلن خوب نیست
باشه، ولی کلی دردسر کشیدم
تا این کارو برات جور کردم
باید خودتُ واسه مصاحبه
خوب آماده کنی... تو میتونی
ببخشید داهی
قول میدم مرد بهتری شم
فاک
بهتره کت و شلوارمُ
آماده کنم
این...
یا این...
واو، فکرشم نمیکردم
همچین روزی برسه
این تنها چیزیه که اندازته
هاه؟
اوه، اصلن یادم رفته بود
لذت کوس نوردی
فاک
مرتیکهی دول موشی
دول موشی!؟
چطور جرئت کرد با من
اینجوری حرف بزنه!؟
ببین این بادمجونه چقدر نرمه
فکر کنم یکی قشنگ
مشت و مالش داده
خانم، شما خیلی خوشگلین
هی!!
هاه!!
کلی دختر تو گروه داریم
یکم جلوی زبونتُ بگیر احمق
نه بابا... منظوری
نداشتم جون داداش
حس تخمیای دارم
باید برم پیش هاری و...
کیوون شاغل شده؟
ادین گروپ؟ واو...!
کی وون
من یه قرار مصاحبه تو شکرت ادین
گروپ دارم، خیلی استرس دارم بچهها
کسی نصیحتی داره برام؟
بر فراز
اوه!
دونگ سو
واو! ادین گروپ؟
رزومهت چی بود مگه؟
کی وون
همین چیزای معمولی، هاها
کی وون؟
چی؟ شغل؟
ادین گروپ؟
همه آرزوی کار تو
همچین شرکتی رو دارن؟
ایناهاش
واو... واسه استخدام تو
همچین شرکتی باید پارتی
کلفتی داشته باشی
خیلی حسودیم شد
الان وقتشه یه
خودی نشون بدم!
اوهوم! ادین گروپ
شرکت معروفیه؟
ووآاع
رفیقم رییس هیئت مدیرهی
شرکت ادین گروپه
هووف
چی!!
چرا همتون تعجب کردین؟
فقط با یه تماس میتونم
برای کی وون کار ردیف کنم
واااو
وایستاد
وایستاد ببینه
من چی میگم!؟
مرد و قدرتنماییش!
انداختمش تو تور!
دوپ...
هووف،هووف
آره!
اون چیه؟
هر وقت میومدی
همش چشمم رو تو بود
میخوام ازت بچهدار شم
لطفاً آبتُ بریز توم
هی، منم!
آره، واسه بازی گلفمون
زنگ زدم هماهنگ شیم
آره، این رفیقم کیوون
تازه درخواست داده بود
رفیق جون جونیمه،
خیلی بچهی با پشتکاریه
فقط منصفانه باهاش رفتار کنین!
نمیخوام چون آشنای منه بهش آسون بگیرین
آره، باشه... تو زمین گلف میبینمتون
بیپ
کجا رفت؟
دوپ...
بله؟
چطور از آشناهات
واسه پارتی بازی استفاده میکنی!؟
بخاطر آدمایی مثل توئن که
این کشور داره بگا میره
مگه چی کردم؟
مردمی که آشنا ندارن
باید از گشنگی بمیرن!؟
خب، مگه تو همین الان
تو شرکت بابات کار نمیکنی؟
اون یه بیزینس خونوادگیه!
اگه کار نکنم خونوادهم از
گشنگی میمیرن!
تا اونجایی که من میدونم
شرکتتون همچین کوچیکم نیست
منو ببخشید! دیگه نمیتونم
این احمقُ تحمل کنم!
چند ساعت بعد
تمیز میکنه
هوو..
بستهست
اوه
اومدم اینو
برگردونم
سلام، منتظرت بودم
ادامه دارد...