.قسمت پایانی.
چیه شوکه نشدی؟
نه اصلا
چرا میدونستم
اینجوری میشی
همش حرفاییو میزنی
که میدونم از ته دل نیس
براهمین تصمیم گرفتم برم کالج
مگه نگفتی برا هرکاری
زمان مناسب خودش هست؟
الانم مکانی که باید داخلش باشم
محوطه دانشگاه نیس
بلکه درست
کنار توعه
به مهد کوس ها خوش آمدین
مترجم: LichKing
منظورت چیه؟
یعنی نمیرم کالج
و قراره بمونم پیشت
مسخره بازی درنیار
باید بری
این به خودم مربوطه
و تصمیم خودمه
مگه زندگیه من نیس؟
برام مهم نیس
بقیه میخوان چی بگن
میخوام فقط با تو باشم
این الان تموم چیزیه
که بهش فکرمیکنم
مطمئنی
پشیمون نمیشی؟
مطمئنم
نه
قطعا یه روزی
پشیمون میشی
شاید
ولی..
رفتن به کالج
و ترک کردن تو
باعث پیشمونیه اصلی منه
ماچ!
موچ!
بوس بوس
فقط یه مشکل...
چی؟
بخاطر بوست
ببین چی شد
سلام
من اومدم
ععع
ولی اینجا که
نمیشه کاری کرد
نگاه کردن
نگاه کردن
الان این بیرون
کلی آدم ریخته
ولی بی سروصدا
که میشه
پس..
ساکت باش
هیو جونگ...
فکرنمیکردم واقعا
اینکارو کنی
اوففف
عااااح
عااح
زنگ تفریح
کشیدن*
چرا همیشه انقدر
سخت پوشیده میشه
اسم من
جای هوعه
بیشتر از یکسال
از مدیریت این کافه میگذره
ای وای یادم رفت
پیاز و کلم نداریم
برم سریع یکم
سفارش بدم
من سفارش دادم
عه خاله
وظیفه من بود
ولی ممنون
همش همین؟
اگه واقعا میخوای
قدردانی کنی، باید صداقت
بیشتری نشون بدی
منظورت چیه؟
خودتو نزن به اون راه
میدونی که چی میگم
راست میگه..میدونم
نه اینکه نخواما
ولی...
بس کن
یبار بت گفتم
نه یعنی نه
باشه بابا شوخی کردم
میخواستم
امتحانت کنم
آره جون عمت
خیلی باید
مراقب باشم
هوفف
پوفف
بدتر از همه..
یه مشتری دردسرساز هست
که هروقت بخواد
سروکلش پیدا میشه
کافه بازه؟
ببخشید درحال
استراحتیم
لطفا یکم دیگه برگردین
که اینطور
نیمشه اجازه بدی
ما بمونیم؟
آخه من..
دوتا بچه دارم
بابایی!
.پایان.
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
مترجم: LichKing
SARRAST.COM