.100.
مگه بهت نگفتم عین آدم
چک کن ببین در درست
قفل شده یا نه؟
بابا جون تو قفل بود
اگه راست میگی
پس چرا در باز بود؟
اگه برنمیگشتم
خدا میدونه چه اتفاقی میفتاد
میخوای بزنم
همینجا بکشمت؟
هه هه
ببخشید دیگه
تکرار نمیشه
دینگ
عمو جون
به مهد کوس ها خوش آمدین
مترجم: LichKing
میخواستم ازت
بابت دیشب تشکر کنم
اگه تو نبودی
حتی نمیتونستم تصور کنم
چه اتفاقی میفتاد
اینجوری نگو
نهایتش تا صبح پیداش میکردیم
آره ولی..
من نمیتونستم تا صبح
دوریشو تحمل کنم
والا خودمم دیشب
داشتم دیوونه میشدم
سویول!!
چه برسه هیوجونگ
که مادرشه
سویول حتی نمیتونه
درک کنه که چقدر
نگرانش بودیم
خب معلومه هنوز
یه بچس
میدونی چی
بهم گفت؟
نه چی گفت؟
هاهاها
گفت که داشته
خوش میگذرونده
و خوشحال بوده از اینکه
همه جا مال خودشه
یعنی از اینکه میتونست هرکاری کنه
پس فقط مارو
ایسگا کرده بود
ازش پرسیدم که تنها بودی نترسیدی؟
اونم گفت که اصلا نمیترسه و کلی بازی کرده
درواقع..
بیشتر منتظر تو بود
و اینکه..
خجالتی!
هی میگفت..
اگه تو بودی
من دعواش نمیکردم
عه
البته میدونی که بچس
نباید خیلی به حرفاش
اهمیت بدی
به هرحال خوشحالم پیداش کردی
آره منم از دیشب
هزاربار خداروشکر کردم
که پیداشد و بلایی سرش نیومد
من که نماز شکر خوندم
راستی..
چرا بعد کار
نمیای یه سر بزنی بهمون؟
باشه میام
حتما بیا میخوام
برات یچیزه خوشمزه بپزم
باشه
پس منتظرتما
ممنون بابت غذا
البته میخواستم یچیز
خوشمزه تر بپزم
ولی همین که عالیه
حتی بازارم رفتم خرید
آره مامانی املت
خیلی خوشمزه شده
تازه زدم سوزوندمش
ولی..
همینکه میبینم
پیش هم خوشحالن
برام یه دنیا ارزش داره
میای خونه بازی؟
اوم بریم
هوراااا
هاها
هاها
ههه دیدی ریخت
بیا دوباره بسازیم
خوب بخوابی
تق
حسابی به زحمت افتادی
لازم نبود تا دیروقت
باهاش بازی کنی
تا الان با دخترش
بازی کردم
از الانم تا صبح با خود مادرش
تازه سویولم از خستگی
انگار بیهوش شده
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com