#11
هااااههه
عااه
هااعع
نههه...!!
مامان دوستم مال منه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
عااحححح
عاااععع
الان میخوام بشینم
رووت!!
شاپپپ
پلاپپ*
عاااحح
هاا...
اینجوری خوبه؟
عاااح
عاشقشمم!!
هااععع
هاااعع
عاااححح
آه...!
نمیتونم نگهش
دارم...!!
الان؟! فکر نمیکنی
یکم زوده؟!
عاااعع
هاااه
هاااععع
نریز تووش!!
آه داره آبم
میاااد!!!
عااااححح
عاااححح
هاااههه
عاشقشممم
دونگ هو...
چیکار کنیم الان؟
صبر...
مثل کاری که تا
الان کردیم.
میخوام آجوما رو آروم
کنم...
میخوای چند لحظه
کنار من دراز بکشی؟
میتونی از دستم
به عنوان بالشت
استفاده کنی.
باشه...
بیا وقت بذاریم و
بهش فکر کنیم...
گریه نکن
آخ، انقد چسبیدیم به
همدیگه که نمیتونم خودمچ
کنترل کنم کیرم شق نشه...!!
دالیی*
واای!!
اممم...
خارشو...فهمید
کیرم از لاپاش رد شده؟
وای...این وضعیت
شرم آوره...
ها؟ انگار خیلی
نمیخواد واکنش بده
میخواد؟
میتونم فقط یه ذره
لمسش کنم...؟
آه...
اگه یکم پایین تر برم
دستم میرسه به...
کافیه...
بس کن
دونگ هو...
دونگ هو...
ما نباید اینکارو
کنیم...
آجوما...
این حرفو زد ولی...
انگار، خیلی هم
به دلش نیست که
منو رد کنه...
تو این لحظه...
به عنوان یه دوست...
به عنوان شریک عاطفی...
دلم میخواد بهش
آرامش بدم...
نفس هاش آرومتر شد...
چه لبای شیرینی...
سینه هاش...
اوممم!!
خیلی بزرگو
گرمو نرمه!!
نمیتونم جلوی
خودمو بگیرمم!!!
وایسا...
دونگهو...
بذار...
درش بیارم...
خجالت میکشم...
وای...
تو خیلی جذابی...
آه!!
میخوام اینارو
بخورممم...!!
هاااههه
بس کن، کافیهه...
عااحح
عااه!!
دیگه هیچ راه
برگشتی نیست...!!
هااااععع
دـدونگهو...
نه...لطفا
هیچی نگو...
این اولین
بارمه...
چی؟؟
هااخ
هااه
بعد ازدواجم،
این اولین باره که...
هااه
هااه
با یه مرد دیگه
انجامش میدم...